تحولات جهان اسلام

اخبار خاورمیانه و پیگیری تحولات جهان اسلام

تحولات جهان اسلام

اخبار خاورمیانه و پیگیری تحولات جهان اسلام

تحولات جهان اسلام

ما بر آنیم تا از جبهه ی حق و در راستای حق و برای حق تلاش کنیم و نوری باشیم برای زدودن تاریکی افکار و روشنی بخش اذهان ...

۱۵۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ادلب» ثبت شده است

۱۳
آذر

به ادعای مسلحین وی یک سوری الاصل است، زاده عراق بوده و خانواده وی به علت مبارزه بر علیه حافظ اسد، در دهه ۸۰ مجبور به مهاجرت از سوریه به عراق می شوند. عموی علی العمر که هم نام او بوده در جریان مبارزات علیه حافظ اسد کشته می شود.

وی در عراق زندگی و تحصیل کرده و سپس به "یمن" عزیمت می کند و در آنجا ادامه تحصیل می دهد و در رشته مهندسی الکترونیک فارغ التحصیل می شود. همزمان در دوره های فقهی و تخصصی سیاسی، اقتصادی و مدیریت راهبردی شرکت می کند.

پس از آغاز درگیری ها به سوریه مهاجرت میکند در گروه تروریستی "صقور الشام" به فعالیت نظامی می پردازد  و در این گروه تا نیابت فرمانده ارتقا می یابد.
علی العمر از پایه گذاران تشکل جبهه الاسلامیه بوده و در ادغام الصقور الشام در جنبش احرار الشام نقش کلیدی ایفا میکند.
پس از پیوستن به جنبش احرار الشام از اعضای مجلس مشورتی این جنبش می شود. پس از تصرف شهر ادلب، مسئولیت این شهر به او سپرده شده و همزمان عضو مجلس مشورتی اتاق عملیات جیش الفتح می شود.
و سرانجام هفته گذشته توسط مجلس مشورتی جنبش احرارالشام جایگزین "ابی یحیی الحموی" فرمانده پیشین این جنبش می شود.

۱۳
آذر

سیاست ارتش سوریه در مواجهه با گروههای تروریستی، به منظور آزادسازی مناطق درگیر همواره بر به حداقل رساندن تلفات غیر نظامی استوار بوده. از مصالحه های مختلف و اجازه به استقرار نیروهای مسلح در کنار مردم به شرط عدم حمله به مواضع ارتش گرفته تا توافق برای خروج مسلحین به همراه سلاح انفرادی خود از مناطق تحت محاصره در این ۵ سال در راستای این سیاست ارتش بوده است.

توافق بر سر خروج مسلحین از مناطق تحت محاصره تنها در "حمص" به لحاظ مقصد عزیمت مسلحین با توافقات دیگر تفاوت داشت. نتیجه تمام این توافقات انتقال تروریستها به استان "ادلب" بود. (در مورد حمص اما مسلحین به حومه شمالی حمص منتقل شدند که انجا هم تحت محاصره بود.)

در تمام این توافقات مسلحین مایل به عزیمت به جنوب سوریه و مشخصا استان درعا و قنیطره بودند که هر بار با مخالفت ارتش روبرو شد.

ارتش به ۳ دلیل عمده تنها مقصد "ادلب" را در منوی انتخابی مسلحین قرار می دهد

.1⃣ عزیمت هزاران فرد مسلح به استانهای جنوبی کمکی به تحکیم دیوار دفاعی دمشق نمیکند، چرا که مواضع تروریستها در ادلب بسیار دورتر از دمشق است. اما استقرار مسلحین در درعا و قنیطره عملا آنها راهمچنان به عنوان یک خطر بالقوه برای استان دمشق حفظ میکند

.2⃣ به علت همجواری با رژیم اشغالگر قدس، در استانهای جنوبی همواره محدودیت هایی برای نیروی هوایی سوریه و روسیه در بمباران مواضع تروریستها وجود داشته و این خود یک مزیت برای تروریستهای این منطقه به شمار میرود

.3⃣ تروریستهای ارتش آزادی محاصره شده در حومه دمشق به لحاظ خط مشی و میزان تاثیر پذیری از تفکرات جهادی به تروریستهای ارتش آزادی جنوب سوریه نزدیک ترند و تجربه انتقال تروریستهای مستقر در "داریا" واقع در غوطه غربی دمشق به ادلب ثابت کرد این طیف از تروریستها، توسط گروههای جهادی چند ملیتی مستقر در ادلب؛ به عنوان مرتد شناخته می شوند. (کاریکاتوری که در تصویر مشاهده میکنید توسط یکی از خبرگزاریهای معروف مسلحین منتشر شده است. که در ان جبهه فتح الشام تروریستهای داریا را مرتد خطاب میکنند.)

شاهد دیگری بر این مدعا خبر کشته شدن "ابوجعفر الحمصی" (در تصویر) از بارزترین فرماندهان "شهدای اسلام" بود که ماه گذشته منتشر شد. ابوجعفر الحمصی در تمام سالهای محاصره داریا در این شهرک جنگیده بود و از صدها بمب بشکه ای و ناپالم و ... جان سالم به در برده بود اما با ترک داریا و عزیمت به ادلب تنها یک هفته بعد، خبر کشته شدن او منتشر شد. نکته جالب در خبر مرگ او اما "غرق شدن در رودخانه" بود. آن هم در سوریه که دیگر کمتر کسی به مرگ طبیعی و حوادث از این دست جان میسپارد.

۲۵
آبان

حمل جنازه ی عبدالله حاج موسی، کودک شهید شده در خمپاره باران جیش الفتح توسط گاری و اسب در نبود سوخت خودرو.

هفته های گذشته با خمپاره باران مداوم تکفیریهای جیش الفتح زندگی برای مردم الفوعه و کفریا دشوارتر از گذشته بود و بیشتر روزها حداقل یک شهید در روز داشتیم.

با فرا رسیدن زمستان و نبود سوخت در کنار کمبود آب آشامیدنی سالم و مواد خوراکی شرایط انسانی بحرانی تر هم خواهد شد و هنوز دهها نفر با بیماریهای سخت منتظر مذاکرات جدید و خروج از شهر هستند.

این در حالی است که محافل حقوق بشری و رسانه ها کوچکترین واکنشی به این فاجعه انسانی و قتل عام خاموش نداشته اند.

تا اینجا تنها گروهی از جیش الفتح که مستعد معامله و مذاکره نشان داده، سلفی های احرارالشام بوده اند که علی رغم مخالفت بقیه گروههای جیش الفتح از جمله جبهه النصره (جفش) منعطف تر عمل کرده و در سطح پایین حاضر به توافق هایی شده اند.

۱۸
آبان

همین الان

خمپاره باران دو شهر محاصره شده شیعه نشین فوعه و کفریا، احتمالا درواکنش به شکست های میدانی تکفیریها در جنوب غرب حلب.

۱۷
مهر

روستاهای طلیسیه ، جنینه ، قاهره ، راس العین ، شعثه ، خفسین آزاد شدند .

آزادی این مناطق در حالی صورت گرفت که به سبب درگیریهای درون گروهی مسلحین ، گروه های تروریستی جند الاقصی و احرارالشام به جان یکدیگر افتادند .
جند الاقصی و احرارالشام همواره سابقه درگیری و نزاع با یکدیگر را داشته اند اما با توجه به اینکه در عملیات اخیر مسلحین در شمال شهر حماه ، نیروی اصلی عمل کننده جند الاقصی میباشد ؛ این درگیریها تاثیر مستقیمی بر کیفیت نبرد آنها در شمال حماه گذاشته و روستای های تصرف شده در طول دو الی سه هفته گذشته یکی پس از دیگری در حال آزادسازی هستند.
در حال حاضر پایگاه اصلی جند الاقصی در استان ادلب یعنی شهرک سرمین به محاصره احرارالشام درآمده و این فرصت خوبی برای نیروهای سهیل حسن جهت وارد آوردن ضربات سخت به مسلحین در شمال حماست .

محورهای عملیاتی ارتش سوریه در شمال شهر حماه

۱۷
مهر

از روز گذشته بار دیگر با تشدید اختلافات بین جندالاقصی و احرارالشام درگیری ها بین گروهای مسلح در مناطق مختلف ادلب شعله ور شده است.

لشگر ١٣ ارتش آزاد و فیلق الشام در این درگیریها در کنار احرارالشام در مقابل جندالاقصی قرار گرفته اند.

جندالاقصی با هجوم به مقرهای احرارالشام در خان شیخون بر این شهرک مسلط شد. در طرف مقابل احرارالشام و متحدینش جند الاقصی را از بنش، طعوم، تفتناز، معرة النعسان، افس، کفر حلب و سرمدا بیرون کردند و به سوی سرمین از پایگاههای اصلی جندالاقصی نیرو اعزام کردند.

در طرف مقابل در کفر سجنة درگیریها بین دو طرف ادامه دارد.

جندالاقصی ٧ نفر از نیروهای احرارالشام را که در اسارت داشت اعدام کرد:

محیسنی سعودی قاضی شرعی جیش الفتح با انتشار پیامی از احرارالشام و جندالاقصی درخواست کرد به این درگیری خاتمه داده و در عوض نیروهای خود را جهت نبرد آینده شکست محاصره حلب به جبهات حلب ارسال کنند. محیسنی سابقه میانجیگری نافرجام بین داعش و بدنه مسلحین را در سال ٢٠١٣ دارد که علیرغم شکست میانجگری،نام او را در بین مخالفین مطرح کرد.

۲۵
شهریور

زمانی که صحبت از بحران سوریه یا حل آن می‌شود، اذهان عمومی به سمت کشورهای خارجی درگیر مانند ایالات متحده، روسیه،ایران، ترکیه و … کشانده می‌شوند. به دلیل عدم وجود اطلاعات کافی از ساختار اجتماعی سوریه خارج از آنچه رسانه‌های جریان غالب غربی یا هوادار دولت سوریه تبلیغ می کنند، و آنچه مورد غفلت قرار می‌گیرد نقش خود مردم سوریه و موقعیت انها در این بحران و جنگ داخلی است.

جنگ داخلی سوریه در‌ واقع بخشی از بحران فراگیر چند وجهی در این کشور است، بنابراین با پایان یافتن جنگ با هر نتیجه ای نمی‌توان به خاتمه بحران در کوتاه مدت خوشبین بود.

گسست و شکاف عمیقی که بین لایحه‌های اجتماعی در دو طرف جنگ به وجود آمده به‌قدری هولناک است که برقراری گفتگوی مستقیم حتی بین مردمی که در دو طرف مخاصمه قرار دارند به تدریج کمتر شده و فاصله ی فکری،‌ فرهنگی و سبک زندگی بین آن‌ها مانند انسانهایی که از دو جهان بیگانه در جغرافیایی واحد زندگی می کنند، روز به روز بیشتر می شود.

این همان تفاوتی است که جنگ داخلی سوریه را با جنگ‌های داخلی معاصر و حتی کمی قدیمی تر مانند جنگ داخلی آمریکا،‌ جنگ داخلی اسپانیا و … متفاوت می سازد.

هر چند در آن جنگها هم طیف های گسترده ای از مردم درگیر بودند. در جنگ داخلی اسپانیا، جمهوری خواهان، آزادیخواهان، آنارشیستها و کمونیستهای دو آتشه در یک سنگر با مومنان وطن پرست،‌فاشیستهای فرانکو و نیروهای متحد آن‌ها جنگیدند و شمالی ها و جنوبی ها در جنگ داخلی آمریکا بر سر برده‌داری، ارزشهای اجتماعی و موارد دیگر با یکدیگر درگیر شدند.

در آن جنگها با اینکه انسانهای بسیاری جان خود را از دست دادند و اثر زخمها تا چند نسل باقی ماند، اما جامعه بعد از خاتمه جنگ و درگیری خود را بازسازی کرد و انسان‌ها توانستند مجدداً در کنار هم زندگی کنند.

لحظات خاص و کمیابی در جنگ سوریه وجود دارد که شاید مهم‌تر از گفتگوهای سیاسی باشند که در خارج از مرزها برقرار می‌شوند و حتی تیرهایی که در میدان نبرد برای تحمیل شکست به طرف مقابل شلیک می شوند. این لحظات مربوط به مواقعی است که نیروهای نظامی، خبرنگاران یا مردم عادی متعلق به دو طرف منازعه بدون پرده و مستقیماً با هم رویاروی می شوند.

چند مثال معروف از این لحظات، یکی لحظه ی اقدام جسورانه ی مصطفی عبدالکریم الشدود، سرهنگ ارتش سوریه در نبردهای ملیحه ریف دمشق بود جایی که او در میانه ی جنگ با کنار گذاشتن اسلحه خود به سمت مسلحین رفت و آنان را با این عنوان که «شما برادران من هستید،‌ما همه سوری هستیم اینجا امن است و ما خواهان نابودی و صدمه به کسی نیستیم» آن‌ها را به گفتگو دعوت کرد.

دیگری زمان مصالحه در یلدا، ببیلا و بیت سحم بود و گزارش به یادماندنی شهید ثائر العجلانی از لحظاتی که افسران ارتش و افراد مسلح با همدیگر صحبت می کنند، دست می‌دهند و یکدیگر را در آغوش می گیرند. گزارش مجید موغاری گزارشگر صدا و سیمای ایران از همین مصالحه و گفتگوی او با ابوملاذ فرمانده جبهه النصره نیز شاید بهترین گزارش خبری صدا و سیما از سوریه از آغاز تاکنون بوده است.

گفتگوی مستقیم نیروی حزب الله با مسلحین زبدانی که به عنوان دیپلماسی در جنگ در پستی مجزا منتشر کردیم نیز از لحظات به یادماندنی ارتباط مستقیم دو طرف در این جنگ بوده است.

دوست خبرنگارمان وسام الجردی که هفته گذشته برای پوشش روند اجرای مصالحه در معضمیه الشام به این منطقه رفته بود،‌ گزارش تصویری جالبی از برخورد و گفتگو با چند نفر از افراد مسلح مقیم معضمیه منتشر کرد و متن عربی گزارش را نیز برای ما فرستاد که ترجمه شده ی فارسی آن را در زیر مشاهده می نمایید:

هنگامی که داشتم خروج اهالی داریا از محله های غربی معضمیة به محله های شرقی اش(با فیسبوک لایو) پوشش می کردم دو نفر که قیافه شان با دیگران فرقی می کرد دیدم.در ابتدا از خیانت همه کسانی که از کنارم می گذشتند می ترسیدم,از ایشان پرسیدم:اهل کجایید؟ گفتند: اهل داریا هستیم.

من:امروز با مردم به حرجله می روید؟

گفتند:نه،ما به ادلب می رویم. وکم کم به سوی من می امدند..

سپس چند گامی به عقب رفتم پرسید:چرا می روی عقب؟

من:ترجیح می دهم فاصله امن بین ما باشد.

درحال عکس گرفتن ازم بودند که من جسارت کردم وبه سوی انها رفتم.. وبا لجاجت از یکی شان پرسیدم:چرا خودت را تسلیم نمی کنی؟چرا می خواهی به ادلب بروی؟

گفت:خودم را تسلیم نمی کنم می خواهم به ادلب بروم و انجا بمانم,واگر اوضاع ما درست بشود شاید به داریا برگردم.

من:چرا نمی خواهی؟گناه نیست که ما وخودت و آینده ات بکشی؟

او:من اسلحه به دست نگرفتم وهیچ چیزی نمی خواهم .. دوستش افزود: اسلحه من دوربین است وبه ادلب خواهیم رفت.

این دو مسلح برای چند ساعت در بین ما ماندند,ولی هرچه تلاش کردیم تا انها را از راه نادرست شان برگردانیم نشد و پای اعتقاداتشان ماندند..

ولیکن نشانه های اطمینان و احساس امنیت در صورت های شان واضح بود ,چراکه مطمئن بودند که انها را اذیت نمی کنیم، بر خلاف آن‌ها که قطعاً ما را اذیت می کردند اگر در بین شان بودیم.

۱۵
شهریور

رعد ابوصطیف از فرماندهان جند القصی در تصفیه حساب گروه های تروریست طی درگیری با احرار الشام در اریحا کشته شد.

لازم به ذکر هست جند الاقصی گروهی است که ارتباط نزدیکی با داعش دارد و همواره از نبرد با داعش امتناع کرده است. این تنش ها و تصفیه درون گروهی در حالی روی داده است که تروریست های جند الاقصی بار اصلی حملات در شمال حماه را به دوش میکشند و از طرف دیگر وضعیت مسلحین در جنوب غرب حلب خوب نیست .

۱۴
شهریور

۱۱
شهریور

شهیده خردسال آیة احمد اهل فوعه و کفریا بر اثر خمپاره باران تروریستها امروز به شهادت رسید.

روز گذشته تروریستهای تکفیری حاضر در اطراف شهرکهای فوعه و کفریا اقدام به خمپاره باران جنونی منطقه کردند و طی 3 ساعت خمپاره باران بدون وقفه چندین مخزن آب شرب اهالی را از بین بردند  .

همه ی اینها در تناقض آشکار قرداد صلح فوعه کفریا/زبدانی مضایا اتفاق می افتد و متاسفانه با روزمرگی گویا این توافق به فراموشی سپرده شده است .

آیا فریاد رسی هست ؟

۰۵
شهریور

امروز جشن تولد دخترهای دو قلو ام بود .  پنجمین سال تولدشان ....5 سال از تولدشان در جنگ و بحران و محاصره گذشت .... پنج ساله شدند .. با گلوله و خمپاره و موشک ....پنج سال گذشت از تولدشان ... با جیره بندی و گرسنگی نگرانی و خشم و بلا ... و درد
صبح که بینشان نشسته بودم از شوهرم با صدایی که دلم را لرزاند پرسیدم
امروز چندمه؟
گفت 23 آب

لبخندی زدم و گفتم امروز روز تولد دوقلو هاست .... حواسم نبود بچه ها می شنوند
شوهرم نگاهی کرد و چیزی نگفت ... حتی لبخند هم نزد ...انگار که ناراحت شده باشد اما دختر ها زود جمله ام را گرفتند و شروع کردن بالا و پایین پریدن ....
- مامان مامان ... حالا چی می پزی برامون .... یه غذای خوشمزه بپز ....
شوهرم با دلخوری نگاهم کرد انگار با سکوتش می گفت چرا یادشان انداختی؟ نگاه های شوهرم را نادیده گرفتم و با خنده گفتم باشه ... براتون یه چیز خوشمزه درست می کنم و با خودم گفتم  باید برای آنها چیزی درست کنم ... هر چیزی که شده ... حتی اگر شده یک چیز ساده ... تا آنها لبخند بزنند ... من هم ... من هم به لبخند احتیاج دارم ...

بعد از مدتها با آشپزی خوشحال می شوم ....رفتم به آشپز خانه و کاببینت های خالی را یکی یکی زیر و رو کردم ... انگار که نمی خواهم باور کنم که چیزی نیست ..  ظرف ها را یکی یکی باز می کردم .... قابلمه های خالی .... کشو های خالی .   کابینت های خالی .... همه جا را به دقت گشتم ... اینقدر که پاهایم خسته شد ....از این همه سرپا ایستادن ... از این همه گشتن کابینت های خالی ... یک صندلی کشیدم و نشستم رویش ....به آرد کمی که برایمان مانده نگاه کردم .... با خودم می جنگیدم .... دستم را دراز می کردم طرف آرد و بر می گرداندم ...
نه.... آرد خط قرمز است ....آرد فقط برای نان پختن است ... فکر کیک را از سرم بیرون کردم ... اصلا شکری نمانده ... 3  ماه  و نیم است روی شکر را ندیده ایم .... پس چکار باید بکنم ... یاد چیز هایی افتادم که قبلا در جشن تولد درست می کردم
 آب میوه؟   آب میوه نمانده
 تبوله؟ تبوله کجا بود
پفک؟ چیپس؟ ذرت بو داده؟ فکرش هم خنده دار است .... کیک؟؟ نه ... گذشت آن روزها ... روزهای کیک تولد ....غم عالم به دلم ریخت ... دلم از غصه داشت می ترکید .... زدم زیر گریه ... بی صدا .....ببین به جه روزی افتادیم ... روزهای خوب ما چه زود گذشت .... روزهایمان شده است بدبختی و بلا .....
شوهرم به آشپز خانه آمد .... فورا فهمید که چرا گریه می کنم ... درمانده شده ام ....و هیچ کاری از دستم بر نمی آید با درد عمیقی گفت .... تقصیر خودت بود ...چرا یادشان انداختی .... از آشپز خانه بیرون زد .... از خانه هم .... به بسته غذایی که به دستمان رسیده بود نگاه کردم ... بسته هایی که هر از چند گاهی با هواپیما روی شهر می ریزند ....

آخر برج پنجم بود که آخرین بسته به دست ما رسید یعنی چقدر باقی مانده از آن ....اصلا چیزی باقی مانده؟ کارتون که خود به خود پر نمیشود ....ای کاش درش را باز می کردم و می دیدم که پر شده است دوباره .... کاش .   نمی شود اما ... می دانم ... نه روغن ... نه آرد .... حتی گندم هم دارد تمام می شود دیگر ... آش عدس هم شده است رویا برای ما .

سرم را لای دست هایم فشار دادم .... فکر و خیال اذیتم می کرد . دختر ها دویدند  آشپز خانه پیشم و گفتند مامان چی درست کردی؟
احساس کردم دارم خفه می شوم ... اصلا خفه شدم .... کلماتم شکست توی گلویم ....نمی توانستم حرف بزنم حتی . پشیمان شدم .... چرا یاد بچه ها انداختم که تولدشان است . چرا یاد آن روزهای خوب افتادم ... حالا که یک سال و نیم است در این محاصره لعنتی برای زنده ماندن دست و پا می زنیم ... چرا یاد آن روزهای خوب افتادم ... چرا؟ 

محاصره که باشی حق نداری به این چیزها فکر کنی ... به کیک ... جشن تولد ... حق نداری . کمک های هوایی شده است مثل رویاء ... کی می رسد؟ داخل بسته ها چیست؟ همه فکر و خیالمان شده این ....چرا هواپیماها نمی آیند ... تاخیر کرده اند ....یعنی این بسته ها چقدر دوام می آورند .... گریه ام گرفت ... شده ایم مثل گدا ها .... باورت می شود؟؟..

من که باورم نمی شود ....اشک هایم بند نمی آمد .....دخترها می گفتند چی شده مامان ... بچه چه می داند چه دردی دارم من .... به فکر جشن تولدند ....یکی شان از پایم کشید بالا و در بغلم نشست .... همانطور که وقتی گریه می کند می بوسمش صورتم را بوسید ... چه نمی توانستم بگویم به بچه ها ...بگویم نمی توانم چیزی درست کنم؟ مواد غذایی نداریم .... و رغبتی هم نمانده برایم دیگر .... حالا که اوضاع و احوالمان را دوباره به یاد می آورم .... وسط گریه ام در باز شد و دیدم شوهرم با دو هندوانه کوچک قرمز وارد خانه شد دخترها با شوق طرفش دویدند به کدام یک هندوانه کوچک داد و گفت ... این هم هدیه تولدتان ....بچه ها چه ذوقی کردند برای این هدیه ...

که در شرایط عادی یک هدیه عجیب بود و در  شرایط ما مناسب ترین و به موقع ترین هدیه .... شوهرم دوباره نگاهم کرد . اشک هایم را پاک کردم . اینبار لبخند می زد .حالا از سوال عذاب آورشان خلاص شده بودم ... سوال از اینکه جه چیزی برایشان می پزم ... مطمئنم این دو هندوانه کوچک به اندازه کل جشن تولد بچه ها قبل از جنگ خرج برداشته برای پدرشان ....

اما مشکلی نیست ... این روزها مشکلات ما بزرگ تر از جشن تولد است . مردمی که دارند از گرسنگی و محاصره و موشک می میرند جشن تولد آخرین چیزی است که به آن ممکن است فکر بکنند ... یک سال و نیم است این قصه ها برای ما فراموش شده ....نمی دانم چرا با خودم فکر کردم شاید بتوانم کاری کنم ... اما نشد ....به خاطر این محاصره لعنتی که دارد خون ما را می مکد .... دارد نابودمان می کند ... شادی ما را کشته است .... خسته مان کرده است ....این محاصره جهنمی که ما را در مقابل کار های سخت روزانه ضعیف کرده .... این محاصره لعنتی .... خمپاره و موشک دشمن ...

تاکی ... خدایا تاکی .... منتظریم خدایا ... به فریادمان برس

بقلم المدرسة لیلی اسود
الفوعة المحاصرة

ترجمة : رقیة کریمی

۰۴
شهریور

انگار فوعه و کفریا از صحنه ی رسانه های غربی ها پاک شده و چنین شهرکهایی وجود ندارد ..

روزانه بمباران میشود ؛ روزانه زخمی و شهید میشوند ولی خبری از آنها منتشر نمیشود ..

چه خواب سنگینی ..

انسان انسان است چه خوبش چه بدش .. انصاف داشته باشیم .

این کودک سوری که مبتلا به یک بیماری پوستی است بعلت محاصره قادر به درمان نیست و درد و رنج را تحمل میکند با این حال زین العابدین هنوز لبخند از لبهایش نمیرود ..

ماه هاست که فوعه و کفریا به انتظار آزادی نشسته است .. دریغا

۰۱
مرداد

پس از درگیریهای درون گروهی احرار الشام و جند الاقصی در روز گذاشته در مناطق اروم الکبری ، اروم الجوز و اریحا که منجر به زخمی شدن عده ای از طرفین شد ، امروز جیش الفتح بیانیه ای را صادر کرد که در آن طرفهای درگیر بر پایان درگیریها و حل مشکلات توافق کردند .

درگیری زمانی آغاز شد که نیروهای جند الاقصی یکی از افراد احرار الشام را ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل کردند و در پی آن  احرار الشام اقدام به برپایی ایست بازرسی های متعدد در اطراف اریحا کرد و به نیروهای جند الاقصی یورش برد .

لازم به ذکر هست که احرار الشام همواره جند الاقصی را متهم به روابط پنهانی با داعش و بیعت مخفیانه با آنها میکند و البته این مدعا بی دلیل نیست ؛ کمااینکه ردپای این حقیقت در مواردی مانند همکاری جند الاقصی با دواعش در بستن جاده خناصر در پاییز سال گذشته و یا انتحاری ها و بمب گذاریهایی که در استان ادلب صورت میگرد و دستگیری یکی از افراد جند الاقصی در همین مورد ؛ قابل مشاهد میباشد .

۲۱
تیر

ابراهیم العمر خبرنگار سوری الاصل شبکه الجزیره ، دو روز پس از گرفتن عکس سلفی با انتحاری جبهه النصره در ملاح ؛ امروز بر اثر بمباران جنگنده های روسی در ترمانین ادلب کشته شد .

۱۵
تیر

غوطه شرقی دمشق

درگیریها در اطراف میدعا شدت گرفته ؛ حمله کننده ارتش سوریه است .

لاذقیه

پس از هجوم چند روز گذشته ی مسلحین در شمال شرقی لاذقیه و مقاومت ارتش در جبل ابوعلی و الصراف و تزریق نیروهای صقور الصحرا ، امروز آرامش نسبی در این جبهه برقرار بود .

ادلب

درگیری درون گروهی بین احرار الشام و جند الاقصی در سراقب ، آماری از تلفات منتشر نشد .

حلب

درگیریها در اللیرمون در غرب شهر حلب ادامه دارد ، با توجه به بافت فشرده و تخریب شده ی این منطقه هنوز هدف ارتش از مشتعل کردن این جبهه مشخص نیست .

وضعیت در مزارع ملاح تغییر نکرده است .

حسکه

پس از اختلافات و درگیریهای بوجود آمده در حسکه توافقی بین طرفین جهت آتش بس و بازگشایی راه ها و آزاد کردن زندانیهای طرفین منعقد شد .

قامشلی و حسکه همواره شاهد چنین درگیریهایی بین ارتش سوریه و کردها ست.

۱۶
خرداد

رمضان ... خواهش می کنم نیا ... به خدا پناه می بریم از تو ... یک سال و چند ماه است محاصره ایم...چیزی برای خوردن نمانده ... اگر هم باشد به قیمت طلا شده ...  حالا اگر رمضان هم بیاید همان چیزهای کمی که مانده چند برابر می شود ... رمضان ... خواهش می کنم نیا .... اصلا ما بدون رمضان هم روزه ایم .... خواهش می کنم رمضان ... نیا .... نه ... اشتباه نکن ....



این را نمی گویم چون تو را دوست ندارم .... دوستت دارم ....این را نمی گویم که روزه را دوست ندارم ... دوستش دارم ... خیال نکن که عبادت را دوست ندارم .... اما اینبار به خاطر اوضاع و احوال ما نیا رمضان ... همه چیز تمام شده .... اگر چیزی هم مانده گرانی غوغا می کند .... شاید بعضی از تاجران که انبارشان هنوز چیزی هست راحت روزه بگیرند ....اما بقیه بندگان خدا ...حتی وقت برای عبادت هم ندارند ....صبح تا شب یا هیزم می شکنند ....یا از چشمه هفت کیلومتر پیاده می روند برای یک سطل آب ... یا روی آتش نان می پزند .... تمام روز ما در محاصره این طور می گذرد
شب که می شود ....شب که می شود باید زود بخوابیم .... تا باطری چراغ های شارژی تمام نشود ....و الا باید در تاریکی شب بمانیم .... بعد هم خسته ایم رمضان ... دیگر طاقتی نمانده برای ما .... اینقدر کار کرده ایم و گرسنگی کشیده ایم که توانی نماده دیگر برای ما ...  ضعیف شده ایم رمضان .... یک سال است محاصره ایم رمضان . اگر بیایی نامردهایی که هنوز ته انبارشان چیزی مانده قیمت ها را چند برابر می کنند .... باید چیزی بخوریم که توان روزه داشته باشیم .... ما که دیگر کارمان به خوردن سبزی های صحرایی کشیده .... خواهش می کنم ... امسال که در محاصره ایم نیا
هنوز نیامدی ... حتی تخم مرغ هم دیگر پیدا نمی شود ..  روغن ...  رمضان ... خواهش می کنم نیا .... حالا که محاصره ایم نیا ... تو ماه رحمتی .... پس چرا حالا که داری می آیی ما دیگر هیج چیز برای خوردن نداریم .....چرا حالا که داری می آیی ما اینقدر نگران آمدنت هستیم .... چرا از آمدنت غمگینم؟رمضان درک می کنی؟ یک سال و چند ماه است که محاصره ایم .... چیزی برای خوردن نداریم .... اینقدر عذاب کشیده ام که بیمارم .... دیگر کاری از دستم بر نمی آید ...چه بپزم برای همسر و فرزندانم برای افطار؟ سوپ؟؟؟ عدس؟ برای سحر چی درست کنم؟ یعنی نصف شب باز مثل کابوس روز هیزم روشن کنم تا یک تخم مرغ نیمرو کنم برای همه؟ تازه اگر تخم مرغی در کار باشد .... به من بگو چه کار کنم رمضان .... نه ... اصلا بیا رمضان .... بگذار کسانی که به ما ظلم می کنند یکبار حال این یک سال و چند ماه ما را بفهمتد .... گرسنگی .... حالا که چیزی برای خوردن نمانده دیگر .... رمضان ... ماه رحمت ... ماه برکت ... اشتباه کردم .... خواهش می کنم بیا ... بیا و بگذار  تا همه بفهمند این یک سال و چند ماه در این محاصره لعنتی چه بر سر ما می آید .... رمضان..

بقلم خانم معلم
لیلى أسود
الفوعة المحاصرة

ترجمه : خانم کریمی

با تشکر از برادر شاهر بسطی

۱۴
خرداد

هدف قرار گرفتن مراکز غیرنظامی مثل بیمارستانها یا مدارس از مسائل بحث برانگیز جنگ سوریه بوده که اخیرا به بهانه ی بمباران بیمارستان القدس حلب در مناطق تحت کنترل مسلحین توسط جنگنده های ارتش و پوشش رسانه های غربی برجسته تر هم شد.

هر چند خمپاره باران بیمارستان کودکان الضبیط در مناطق تحت کنترل دولت با ١٧ قربانی به دلیل سیاست خاص و یکجانبه رسانه های جریان غالب تقریبا هیچ پوششی توسط این رسانه ها داده نشد.هفته گذشته رسانه های وابسته به مسلحین و به تبع برخی رسانه های غربی خبر از انهدام بیمارستان ملی شهر ادلب در بمباران ارتش روسیه دادند.

شبکه تلویزیونی اورینت نیوز بزرگترین شبکه خبری وابسته به مسلحین از یکی از مکانهای هدف قرار گرفته که طبق مکان یابی از تصاویر ماهواره ای (تصویر اول) ٨٠٠ متر با بیمارستان فاصله دارد با عنوان بمباران بیمارستان گزارش تهیه کرد.

دیگر محل هدف قرار گرفته هم در تصویر دوم مشخص است که پشت بیمارستان بوده و بر خلاف تصاویر منتشر شده از سوی دفاع مدنی ادلب (گروه امداد وابسته به مسلحین) از بیمارستان منهدم شده، بیمارستان فاقد بالکن بوده است. (تصویر دوم)

کریم شاهین مقاله نویس گاردین که رویکرد متمایل به مخالفین سوری دارد به کمک اسکات لوکاس (استاد دانشگاه بیرمنگام در روابط بین الملل و هوادار سرسخت مسلحین در سوریه)، مقاله ای شتابزده را به بهانه هدف قرار گرفتن بیمارستان ادلب در گاردین منتشر کردند.(تصویر سوم)

اما شواهد نقض کننده این ادعا اینقدر واضح بود که کلاریسا وارد، از رابطان بخش سوریه سی ان ان که ارتباط نزدیکی با مخالفین سوری دارد هم در توئیتی ناچار به تکذیب این ادعا شد.(تصویر چهارم)

هر چند مکان یابی تصاویر ماهواره ای و دیگر شواهد در این مورد به راحتی ادعای مسلحین در مورد هدف قرار گرفتن بیمارستان ملی ادلب را رد کردند، اما با توجه به بهره مندی مسلحین از جهت گیری رسانه های جریان غالب، بعید به نظر می رسد آخرین ادعای غیر واقعی آنها از این دست باشد.

۱۲
خرداد

فوعه و کفریا:
نتیجه ی هدف قراردادن فوعه و کفریا با موشکهای جهنم و فیل و کپسولهای گاز توسط جیش الفتح شهادت حنین مصطفی آمین یک سال و نیمه و شادی حاج موسی جوان و مجروحیت تعدادی دیگر از شهروندان بود. همچنین تنها مخزن آب شرب شهرک الفوعه بر اثر آسیب های ناشی از حملات موشکی از دیروز غیر قابل استفاده شد تا فاجعه انسانی در این شهرکها تشدید شود.

شرق حلب:
نیروهای دموکراتیک سوریه SDF پس از توقف عملیات در شمال رقه از دیروز با پشتیبانی هوایی ائتلاف به سمت شهر منبج حرکت کردند و در اولین گام روستاهای ابوقلقل، الروس، الحیزه،العاشی و الغوره رو به تصرف خود در آوردند.

ادلب:
جنگنده های روس پادگان شیخ بحر بزرگترین پادگان آموزشی احرارالشام در ادلب را بمباران کردند که دهها کشته و زخمی بر جای گذاشت.

حومه دمشق:
معضمیه الشام در آستانه ی عقد مصالحه ی جدید. در این مصالحه دولت تعهد می کند در ازای تحویل سلاح هایی که در معضمیه الشام وجود دارد، خدمات کامل شامل غذا و دیگر ملزومات زندگی را فراهم کند. با قطع ارتباط بین معضمیه الشام و داریا (چند ماه پیش) با توجه به اینکه معضمیه الشام علی رغم مصالحات قبلی بخش اعظم سلاحهای مسلحین داریا را تامین می کرد، عملا مسلحین داریا در شرایط سخت تری قرار گرفتند. 

۳۱
فروردين

تروریستهای حاضر در اطراف شهرکهای شیعه نشین فوعه و کفریا  همچنان به بمبارانهای کور خود ادامه میدهند .
با اینکه طی قرار صلح فوعه کفریا - زبدانی مضایا طرفین حق هیچ گونه عملیات نظامی ندارند ولی تروریستها در طول مدت آتش بس و پس از هربار شکست در میدان نبرد رو به بمباران کور مناطق شیعه نشین آورده و در بیشتر زمان ها این کودکان بیگناه هستند که هدف این حملات کور و جنایتکارانه قرار میگیرند .
روز گذشته سه کودک از اهالی کفریا به نامهای :
1- سیف خیر الله.
2- هادی خیر الله.
3- عزیزة خیر الله.
از یک خانوداه به شهادت رسیدند .

۱۸
فروردين

خالد الحمد ملقب به ابو صقار، تروریست سوری عضو گردان عمرالفاروق که به خاطر بیرون کشیدن جگر سرباز سوری از سینه و به دندان کشیدن آن در ریف حمص معروف شده بود، امروز در کمین ارتش سوریه در شمال لاذقیه به هلاکت رسید.

۱۶
فروردين

ابو فراس السوری (نام واقعی رضوان النموس اهل شهرک مضایا در ریف دمشق) از بارزترین فرماندهان و سخنگوی رسمی جبهة النصره در حمله هوایی جنگنده های ارتش سوریه به مقر جند الاقصی در روستای کفر جالس واقع در ریف غربی ادلب به هلاکت رسید.

حدود ۲۰ تروریست دیگر از جمله ابوموسی الحقوی، عزام الازدی و پسر ابوفراس السوری هم در این حمله به هلاکت رسیدند.

۲۳
اسفند

پس از گذشت نزدیک به دو هفته از آتش بس جاری در سوریه ، آتش اختلافات بین گروه های  مسلح حاضر در سوریه شدت گرفته ..
در روزهای اخیر شاهد درگیری های درون گروهی پراکنده در مناطق مختلف سوریه بین جبهه النصره و گروهای باقیمانده از ارتش آزاد بودیم که محوریت اصلی این درگیریها بعلت اختلافات موجود جهت پذیرش آتش بس و موضوعات حول این قضیه بود .
تازه ترین این درگیریها مربوط به جولانگاه اصلی جبهه النصره ، استان تکفیری پرور ادلب هست .
فرقه 13 ارتش آزاد  یکی از گروههای باقیمانده ارتش آزاد در سوریه هست که از قدرت به نسبت خوبی برخوردار هستند و در گذشته به جبهه النصره برای سرکوب جیش الثوار(به سرکردگی جمال معروف) در ادلب کمک کرده بودند .
اما حالا
جبهه النصره روز گذشته کاروانی رو برای سرکوب فرقه 13 در شهر معره النعمان ارسال کرد که شب گذشته درگیرهای سنگینی اطراف شهر صورت گرفت و منجر به کشته و زخمی شدن تعدادی از طرفین شد .
با رسیدن درگیریها به داخل شهر و تصرف تعدادی از مقرهای فرقه 13 در معره النعمان ، این گروه از شهر عقب نشینی کرد .
درگیریهای صورت گرفته چیز جدیدی نیست ولی نکته مهم و قابل توجه این هست که گروه های حاضر در سوریه به محض پیدا کردن فرصت به جان یکدیگر خواهند افتاد و آتش بس جاری نمونه ای از این مسئله هست و فی الواقع آنچیزی که به کررات بعنوان گروه های معارض میانه در محافل مختلف گفته و شنیده میشه ؛  چیزی بیشتر از یک شوخی مضحک نخ نما نیست .

۲۹
آذر

امروز جیش الفتح به جبران بمباران محکمه شرعی ادلب توسط جنگنده های روس که به هلاکت حداقل 40 نفر از نیروهاش انجامید و همچنین شکست اخیر در ریف جنوبی حلب اقدام به موشکباران فوعه و کفریا کردند که بر اثر آن یکی از شهروندان فوعه ای به نام ممدوح حاج موسی به شهادت رسید و 5 نفر شامل یک زن و یک کودک مجروح شدند.

۱۸
آذر

بالاخره طرح خروج مسلحین حاضر در الوعر حمص اجرایی شد و با ورود 14 دستگاه اتوبوس زیر نظر سازمان ملل عمل جابجایی مسلحین و خانواده هایشان به ادلب آغاز شد .

تا کنون بیش از 300 نفر از الوعر خارج شدند و عملیات انتقال مسلحین همچنان ادامه دارد .

۲۵
آبان

شبکه سما سوریه دیروز گزارشی از داخل فوعه و کفریا پخش کرد.

این گزارش که با دوربین گوشی همراه ضبط شده وضعیت معیشتی مردم فوعه و کفریا رو ۵۰ روز بعد از منعقد شدن آتش بس به تصویر میکشه.

چیزی که مشخصه مردم مقاوم این دو شهر علی رغم سختی های معیشتی فراوان و مصیبتهایی که متحمل میشن، عنوان می کنن که دست از استقامت و پایداری نخوهند کشید.

آثار مثبت و شادی ناشی از شکستن حصار فرودگاه کویرس و پیروزیهای ارتش و مقاومت در ریف جنوبی حلب به وضوح در صحبتهای مردم آشکار هست.

متاسفانه به دلیل تعلل در خروج بیماران و مجروحین از این دو شهرک، تعدادی از آنها در این ۵۰ روز جانشون رو از دست دادن.

گزارشگر: عبدالغنی جاروخ

تصویر بردار: رنیم ددش

لینک دانلود : http://fs2.filegir.com/a7up/%D9%83%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%A7_%D8%B3%D9%85%D8%A7_%D8%AA%D8%AC%D9%88%D9%84_%D9%81%D9%8A_%D8%A8%D9%84%D8%AF%D8%AA%D9%8A_%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%88%D8%B9%D8%A9_%D9%88%D9%83%D9%81%D8%B1%D9%8A%D8%A7_%D9%88%D8%AA%D8%B1%D8%B5%D8%AF_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%8A_%5BfX3biMNeS_Q%5D_%5Btag18%5D.mp4

به امید شکست محاصره ی غیر انسانی الفوعه و کفریا

۰۲
آبان

حماه:

غزوه حماه که از دیشب با تبلیغات و سر و صدای زیادی انجام شد در شب اول با وجود شایعات صفحات مسلحین دستاورد خاصی نداشت. اما از دیشب با حمله ی سنگین داعش به محور اثریا-خناصر و تصرف چند ایست بازرسی، همزمان النصره هم به ایست بازرسی نزدیک روستای سعین هجوم برد و همین باعث شد شریان امدادی حلب به حماه در دو منطقه قطع بشه. بامداد امروز ارتش سوریه نیروهای کمکی به این مناطق ارسال کرد و برخی ایست بازرسی ها رو پس گرفت. گفته میشه بیشتر مسیر پاکسازی شده ولی همچنان مسیر بسته است. مسیر حماه-سلمیه-اثریا-خناصر-سفیره-حلب تنها مسیر امدادی ارتش سوریه است و به ویژه در قسمت سلمیه-خناصر مورد تهدید مستمر داعش و مسلحین قرار داره.اما امروز بعد از امتحان کردن چند محور، مسلحین با تعداد نفرات زیاد در حالی که برای اولین بار از تعداد زیادی تانک و نفربر استفاده می کردند از محور لطمین به سمت روستاهای تازه آزاد شده لحایای غربی و شرقی و معرکبه حمله و اونها رو به تصرف درآوردند. جیش الفتح در بیانیه ای رسمی پس از اعلام تصرف این سه روستا اعلام کرد عملیات رو به سمت مورک ادامه میدن.

ریف جنوبی حلب:

امروز مسلحین در بعضی مناطق دست به پاتک زدند که در این بین مسلحین النصره موفق شدند تل قراصی را پس بگیرند. بعضی منابع مسلحین از تصرف قراصی هم خبر میدن که هنوز تایید نشده. مسلحین از دیروز چند فرمانده ی نظامی مهم رو در جبهه جنوبی حلب از دست دادن. سلیمان المصری فرمانده ارشد و امیر نظامی النصره در حلب، که از سوی مسلحین ملقب به "شیر خط شکن" هست، امروز در محور خان طومان به هلاکت رسید. ابو عبدالرحمن فرمانده نظامی ارشد ثوار الشام، عبدالرحمن عثمان فرمانده و یوسف حوریه مسئول امنیتی جیش المجاهدین هم امروز در جنوب حلب به هلاکت رسیدن.

ریف ادلب:

سه تن از فرماندهان النصره به نامهای ابو دجاجة، دجانه االانصاری و ابو الزبیر در اثر انفجار بمب کنار جاده ای در ریف ادلب به هلاکت رسیدن.A7Xerxes

۱۷
مهر

از بامداد امروز ارتش سوریه عملیات زمینی دیگری رو بعد از عملیات دیروز شمال حماه، این بار در سهل الغاب با پشتیبانی هوایی روسها آغاز کرد. عملیات از ساعت 4 صبح با آتش سنگین توپخانه و جنگنده ها در سه محور خربة ناقوس به سمت تل واسط ، جورین به سمت بحصه و جب الغار به سمت جب الاحمر و سرمانیه آغاز شد.
همون طور که قبلا گفتیم به خاطر خبرهای ضد و نقیض و نامعتبری که رسانه های طرفین منتشر می کنن تشخیص تغییرات در خطوط تماس دشوار هست.
با جمع بندی منابع و اذعان برخی منابع مسلحین به از دست دادن بحصه به نظر میرسه، ارتش سوریه موفق شده بحصه رو پس بگیره..
همچنین منابع ارتش از تسلط بر کفر عجوز واقع در جنوب شرق سلمی،بخشهایی از جب الاحمر و 4 بلندی در اطراف جب الاحمر خبر دادند.
با توجه به اینکه قبلا ارتش 4 بلندی از 5 بلندی جب الاحمر رو در اختیار داشت، به نظر نمیرسه بلندی پنجم رو که مهمترین بلندی و مشرف بر دشت غاب هست تصرف کرده باشه و این رو مدنظر داشته باشید که کفرعجوز هم قبل از درگیریها در تصرف ارتش بود و الان تثبیت شده..
اگر ارتش موفق بشه بلندی پنجم و بعد از اون بلندیهای سرمانیه و شیخ سندیان رو بگیره رسما کل دشت غاب تحت اشراف کامل ارتش سوریه قرار خواهد گرفت..
روشن شدن وضعیت میدانی در شمال حماه هم نشون داد نقشه ی دیشب ما با دقت خوبی صحیح بوده.
درگیریها در شمال حماه فروکش کرده، فقط خبرهایی از شروع عملیات ارتش در محور عطشان واقع در شرق مورک هست که خبرهای تکمیلی مخابره نشده.
در شمال و شرق مورک هم مسلحین تعداد زیادی نیرو جمع کردن و احتمال پاتک به سمت مورک هست.
نقشه ی سهل الغاب و شمال شرق لاذقیه تا این لحظه:
نقشه با کیفیت : http://s2.img7.ir/ggJS9.jpg

۱۰
مهر

نکته جالبی که در عکس برداری ها از عملیات هوایی جنگنده های روسی مشخص شده اینه که در بمباران های هوایی بعضی نقاط مانند بمبارانهای استان ادلب، سوخو 30 هایی که همراه دیگر هواپیماها در آسمان حاضر شدن مجهز به موشک های هوا به هوای R-77 بودن.

گمانه زنی ها ادامه داره، قوی ترین نقل ها اینه که بعضی میگن برای احتیاط بوده تا اگر مقابله احتمالی با جنگنده های ائتلاف یا ترکیه صورت گرفت، پشتیبانها حداقل تجهیزات جنگ هوایی رو داشته باشن.

۱۹
شهریور

تصویر زیر مربوط به ارسال ادوات زرهی به سمت شهرکهای فوعه و کفریاست .
تروریستها در حال فرستادن نیرو و تجهیزات بیشتر به سمت این شهرک ها هستند .
با سقوط فرودگاه ابوظهور ، نیروهایی که در این مناطق درگیر بودند آزاد شدند و به احتمال زیاد به سمت فوعه و کفریا خواهند رفت .
مخصوصا نیروهای خارجی ترکستانی که نقش نیروهای پیشتاز رو ایفا میکنند .

۱۲
مرداد

تل حمکه در شمال سهل الغاب تثبیت شد ، امروز تصاویری از تل اعور و تل حمکه توسط خبرنگار میدانی مخابره شد .
آتش سنگینی بوسیله ی ارتش بروی فریکه و سلة الزهور ریخته میشه ولی هنوز نیروها به داخل فریکه نرفتند ..
همچنین مواضع تروریستها در منطار و تل شیخ خطاب و مشیرفه به شدت بمباران میشه ...
آخرین خبرها از فورو در جنوب سرمانیه حاکی از تسلط ارتش و دفاع وطنی بر این منطقه ی کوچک هست .

نبردها ادامه داره

نقشه با کیفیت بالاتر : http://s2.img7.ir/qFVLQ.jpg