تحولات جهان اسلام

اخبار خاورمیانه و پیگیری تحولات جهان اسلام

تحولات جهان اسلام

اخبار خاورمیانه و پیگیری تحولات جهان اسلام

تحولات جهان اسلام

ما بر آنیم تا از جبهه ی حق و در راستای حق و برای حق تلاش کنیم و نوری باشیم برای زدودن تاریکی افکار و روشنی بخش اذهان ...

۷۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «القاعده» ثبت شده است

۱۸
بهمن

1) نیروهای القاعده به شهر لودر در استان أبین حمله کردند. با عقب نشینی نیروهای هادی از ساختمانها و مقرات دولتی، نیروهای قبایل با القاعده درگیر شده اند.

نیروهای انصارالله ـ صالح مستقر در مکیراس البیضاء خود را برای جنگ با القاعده و تصرف لودر آماده می کنند.

2) اظهارات مشاور امنیت ملی ترامپ درباره تروریست بودن انصارالله، در سایتهای خبری بازتاب داشته است. در همین رابطه، فارین پالیسی نیز درباره احتمال مشارکت مستقیم آمریکا در جنگ یمن، مقاله ای منتشر کرده است

3) شنبه، مواضع نیروهای انصارالله ـ صالح در بندر و شهر المخاء 30 بار بمباران شده که نشان دهنده حضور و مقاومت آنان در این منطقه است .

4) دوره آموزشی 5 هزار نفر از نیروهای جدید انصارالله به پایان رسید و عازم جبهه های نبرد شدند. در مراسم پایانی این دوره آموزشی، محمد علی الحوثی (رئیس اللجنة الثوریة العلیاء) حضور یافت.

پیربداغی

۱۵
بهمن

روز گذشته نیروهای القاعده نقطه الخشعه در شرق احور را تصرف کردند و به دنبال آن با عقب نشینی نیروهای هادی از احور، نیروهای القاعده وارد شهر شدند و این شهر سقوط کرد .

القاعده در استان ابین یمن حضوری پررنگ دارد و از سال گذشته و پس از ورود نیروهای ائتلاف سعودی شاهد فعالیت بیشتر این گروه تروریستی و دست به دست شدن متعدد مناطق در این استان هستیم .

۱۳
بهمن

1) حمله ائتلاف به بندر المخاء و مقاومت نیروهای صالح ـ انصارالله

هنوز درگیری ادامه داره، دو سه روز پیش، 3 گردان از نیروهای صالح وارد معرکه شده که با 6 گردان احتیاط پشتیبانی می شوند. نیروهای جدید انصارالله نیز از بندر الحدیده بسوی المخاء اعزام شدند ولی در راه هدف حمله هوایی قرار گرفتند.

2) حمله موشکی سه قایق عملیاتی انصارالله به ناوچه سعودی در مقابل بندر الحدیده و مشخصات فنی این ناوچه نشان می دهد شکار ارزشمندی بوده است . دو کشته و سه مجروح از خدمه ناوچه، حاصل این عملیات بوده.

انصارالله، ادعای سعودی مبنی بر انجام حمله توسط چند قایق را تکذیب کرد.

3) حقوق برخی وزارتخانه ها (از جمله آموزش و پرورش) و استانهای وابسته به صنعاء توسط بانک مرکزی عدن از طریق شرکت صرافی کریمی پرداخت شد. جمعیت معلمهای زن پایتخت با برگزاری تجمع، از دولت بن دغر تشکر کردند.

هادی (ائتلاف) با اهرم اقتصاد، فشارهای خود را بر صنعاء افزایش خواهد داد.

4) دستور هادی برای انتقال مقر مجلس نمایندگان از صنعاء به عدن، بحث و جدل داغی را درباره امکان پذیر بودن این اقدام، بین نخبگان سیاسی و حقوقدانان یمن براه انداخته است.

5) تعیین استاندار الحدیده توسط هادی به درخواست امارات

6) حمله نیروهای مارینز آمریکا به یکی از مراکز القاعده واقع در روستای یکلا در قیفة رداع از استان البیضاء، بازتاب گسترده در رسانه های جهانی، منطقه ای و یمنی داشت. دو طرف (انصارالله ـ صالح و هادی) این اقدام را محکوم کردند. دو طرف همدیگر را به همکاری با آمریکایی ها در این حمله، متهم کردند. بیش از 20 پهباد و هلی کوپتر در این عملیات شرکت داشتند. دو هلی کوپتر سقوط کرده و یک سرباز آمریکایی کشته شده است. حدود 57 یمنی از جمله تعدادی زن و کودک در این عملیات کشته شده اند.

14 عضو القاعده در میان کشته شدگان بودند.

7) توئیت محمد علی الحوثی رئیس کمیته عالی انقلاب درخصوص ادامه اختلافات انصارالله با صالح بر سر تعیین فرمانده الحرس الجمهوری

8) افزایش حملات رسانه ای نزدیکان صالح (محمد المسوری، عادل الشجاع و کامل الخودانی) به انصارالله

9) بازداشت دو فرمانده ارشد الحرس الجمهوری توسط انصارالله و واکنش صالح به این اقدام.

10) محسن خصروف از فرماندهان ارتش وابسته به هادی گفته پس از سیطره بر بندر المخاء قصد دارند حرکت خود را بسوی پادگان خالد بن الولید در شرق المخاء و پادگان الخوخة در شمال المخاء ادامه داده و سیطره خود را بر مناطق الوازعیة و جبل حبشی واقع در غرب تعز محکم کنند.

11) انصارالله اعلام کرده یک موشک بالستیک بسوی پادگان نیروهای اماراتی در جزیره زقر (واقع در دریای سرخ) شلیک کرده است. تاکنون رسانه های طرف مقابل هیچ واکنشی نسبت به این خبر نشان نداده اند.

پیربداغی

۰۸
بهمن

مسئولین امنیتی افغانستان گفته اند :  50 هزار جنگجوی مسلح و بیش از 20 گروه تروریستی در این کشور حضور دارند .
تواب غورزنگ سخنگوی شورای امنیت ملی افغانستان ضمن بیان این خبر گفته است: گروه طالبان افغانستان با دیگر گروههای تروریستی منطقه ارتباط دارند و  از این گروهها نیرو جذب کرده اند . به باور آقای غورزنگ این امر می تواند تهدیدات جدی برای منطقه در قبال داشته باشد .
این مسئول افغان می افزاید : نیروهای امنیتی افغانستان همزمان با گروه طالبان افغانستان ، شبکه القاعده ، نیروهای موسوم به داعش ، گروههای تروریستی پاکستانی مانند لشکر طیبه ، تحریک طالبان پاکستان ، شبکه حقانی و لشکر جنگهوی می جنگند .
با این حال دولت افغانستان ریشه نا امنی های این کشور را در پاکستان دانسته و  بارها  از مجامع جهانی خواسته است تا به پاکستان به منظور مبارزه جدی با گروههای تروریستی فشار وارد کنند . چندی قبل "دانیل مارکی " کارشناس ارشد شورای روابط خارجی امریکا به مجله " فارین پالیسی " گفته بود : دولت جدید امریکا باید در قبال پاکستان سختگیرانه عمل کند .
این کارشناس امریکایی گفته بود : تمامی دولت مردان امریکایی به خوبی می دانند که ارتش و سازمانهای اطلاعاتی پاکستان ترجیح می دهند، تا روابط کنونی خود را با گروههای تروریستی حفظ کنند .
از سوی دیگر دولت هند نیز بارها پاکستان را به حمایت از گروههای اسلامگرا که در امنیت این کشور بخصوص در منطقه کشمیر مداخله می کنند متهم ساخته است .
اما پاکستان حمایت این کشور از گروههای تروریستی را رد نموده و می گوید : بدلیل خود مختار بودن بعضی ایالت ها تسلط دولت بر مناطق دور افتاده ضعیف است و به همین منظور گروههای مسلح غیر مسئول دراین مناطق فعالیت می کنند .
درحال حاضر نزدیک به 350 هزار نیروی امنیتی افغانستان تقریبا در اکثریت شهرستانها و روستاهای این کشور در حال مبارزه با تروریسم می باشند .

۰۳
بهمن

این گروه به دنبال جلب حمایت کشورهای اسلامی از سرتا سر دنیا -از اسیای جنوبی تا افریقا- است.

وقتی سه نفر از نیروهای قدیمی القاعده در سوریه ، یمن و افغانستان و یمن کشته شدند تقریبا هیچ موجی ایجاد نشد. انقدر گروه داعش در بین گروه های چهادی بزرگ و مسلط شده است گه می توانید خود را بابت این فکر که پیشروهای جهادی به حد پاورقی تنزل پیدا کردند ببخشید.

عجیب این که این سه کشته که در اثر حملات هوایی امریکا روی داد، درست زمانی که داعش در حال شکست در سوریه، عراق و لیبی است بر احیای دوباره القاعده دلالت دارد. القاعدع تلاش دارد تا کاملا ارام و بدون سر و صدا و از طریق قدرت نرم تا سبعیت و وحشی گیری، دوباره خود را احیا کند.

پنتاگون اعلام کرد که در حملات خود، حداقل سه تن از رهبران القاعده را به هلاکت رسانده است، حیدر کرکان-یک عضو  20 ساله گروه در زمان مرگش، حملاتی بر علیه غرب را برنامه ریزی کرده بود. این ادعای پنتاگون بسیار بحث برانگیز و مورد اختلاف است زیرا القاعده –که درسال 1988 تاسیس شد- در سالهای اخیر چنین عملیات های وسیعی را به نفع تاثیر و نشان دادن قابلیت های خود به مردم محلی در دنیای اسلامی کنار گزاشته است.

بعد از سالها حمله امریکا و متحدانش به القاعده و تضعیف بیش از پیش گروه  به خاطر حملات 11 سپتامبر 2001، این تصمیم توسط جانشین عصامه بن لادن، ایمن الظواهری رهبر القاعده  در فاصله کوتاهی پس از جانشینی بن لادن در سال 2011 اتخاذ شد.

اما به تازگی تلاش هایی عمدی  صورت گرفته تا القاعده  از داعش دور نگه داشته شود، داعشی که مسئول مستقیم برنامه ریزی و اجرای حملاتی در فرانسه، المان، بلژیک، تونس و در  امریکا-موسوم به گرگ های تنها-  بوده است.

القاعده و گروه های وابسه به ان عمدا از خشونت داعش پرهیز کرده اند و به دنبال جلب  حمایت از طریق کمک  به رئسای قبایل، افراد بانفوذ و  اجتماعات بزرگ- تا به کارگیری ترس و فشار -  در کشورهای اسلامی هستند.

این گروه به دنبال تبلیغات و جار و جنجال نیست. دیوید گارتنستین  راس، یکی از کارشناسان "بنیاد دفاع از دموکراسی " امریکا  می گوید: "تجربه استراتژیک القاعده این است که  اگر منطقه ای را تصرف کند، منابع و پتانسیل های ضد تروریسم را به سمت خود جلب می کند و خیلی راحت در مورد ان سرو صدایی به راه نمی اندازد."

مکان های حملات دو ماه پیش  امریکا بسیار معنی دار و مهم  بوده اند. افغانستان، یمن و سوریه همگی مناطق استراتژیک کلیدی هستند که داعش نتوانسته موفقیت های چشمگیری  به دست اورد یا در حال شکست است.

در ژانویه 2015، داعش رسما تشکیل ایالت خراسان در پاکستان و افغانستان را اعلام کرد. این حرکت با تلاش در جهت گسترش در بنگلادش و توسعه حوزه نفوذ در جنوب اسیا و عضو گیری از جمعین 400 میلیونی منطقه همراه بود. اما مبارزین موفقیت اندکی به دست اوردند.

"ست جونز" مشاور سابق نیروهای امریکا در افغانستان می گوید: "علیرغم تلاش زیاد..... دولت اسلامی کنترل منطقه محدودی در اسیاس جنوبی را در دست دارد، حملات محدودی را در این منطقه انجام داده است و نتوانسته است حمایت اغلب محلی ها را به دست اورد و درگیر رهبری ضعیف خود است".

مانع اصلی عدم توسعه داعش در منطقه، مخالفت گروه های مبارز محلی-خصوصا طالبان- است.

القاعده، که رابطه ی نزدیکی با طالبان و دیگر گرو ه های مبارز  داشته است هنوز در افغانستان حضور دارد. در اکتبر 2015، امریکا و نیروهای دولت افغانستان به پایگاه اموزشی بزرگی در جنوب کشور حمله کردند و بیش از 200 جنگجو را کشتند. شاخه القاعده در هند  موسوم به (AQIS)  از این پایگاه استفاده می کرده و در سال 2014 تاسیس شده بود. مقامات جنوب اسیا اعلام کرده اند که تاکنون "القاعده شبه قاره هند" موفق به انجام عملیات های بزرگی در این ناحیه نشده است و در جذب افراد ناتوان بوده است. یکی از مقامات ناشناس گفت: " با این وجود بقای القاعده در این ناحیه شگفت اور است".

یکی از مقامات این منطقه  که خواست نامش فاش نشود به ما گفت: "در طول 15 سال گذشته فشار زیادی بر  گروه و خصوصا رهبری گروه بوده است اما انها هنوز پا برجا هستند. مرگ القحطانی ضربه بزرگی به گروه است اما انها با بدتر از این هم مواجه شده اند".

دیگر میدان نبرد کلیدی یمن بوده  است، جایی که یکی از قابل توجه ترین عواقب ناخواسته دخالت نظامی عربستان در ان، به القاعده اجازه داد کنترل یک ایالت کوچک ساحلی را برای چندین ماه در دست داشته باشد.

موقعیت استراتژیک و حیاتی شهر ساحلی  " Mukalla" (در یمن) به القاعده اجازه داد تا در زمانی که  شهر را در کنترل داشت، روزی 2 میلیون دلار درامد داشته باشد. یک گزارش دولت امریکا در سال 2015 تخمین می زند که  القاعده  شبه جزیره عربیستان (AQAP)، وابسته به القاعده یمن، در سال گذشته توانست طی چهار بار فراخوانی، 4.000 نفر را بسیج کرده و به دور خود جمع کند. این گروه ارتباطاتی نیز با یمنی های جنوبی برقرار کرده است-جنوبی هایی که سالها است توسط شمالی ها نادیده گرفته می شوند و کنار گزاشته شده اند.

یکی از دیپلمات های منطقه ای که تحولات یمن را دنبال می کند گفت: "ممکن است با القاعده پیچیده تری روبه رو باشیم، القاعده ای که تنها یک گروه تروریستی نیست بلکه جریانی است که کنترل ناحیه ای را با مردم خوشحال و راضی ان در دست دارد".

القاعده به طور موفقیت امیزی حضور خود در افریقا را گسترش داده است. خشونت و وحشی گیری که با گروه نیجریه ای بوکو حرام مرتبط است، و اکنون وفاداری و  حمایت خود را با داعش تقسیم کرده است، و گسترش داعش در مصر، تونس و لیبی، تلاش های موثرتر القاعده در این قاره را تحت الشعاع خود قرار داده است.

در سومالی، فرماندهان جنبش  الشباب، ان اقلیت های طرفدار داعش را  که می خواستند وفاداری 5 ساله گروه به القاعده را با داعش جایگزین کنند را بی رحمانه حذف کردند.  گروه اخر مخالفان در محاصره نیروهای سومالی در شمال این کشور  هستند با شکست و نابودی مواجه هستند.

اگرچه در  ساحل (Sahel-ساحل، منطقه ای است با اقلیم و تنوع زیستی مشابه که میان صحرای بزرگ آفریقا و ساوانای سودان قرار گرفته است. این منطقه در شمال آفریقا از اقیانوس اطلس تا دریای سرخ کشیده شده است. نام ساحل برگرفته از واژه عربی ساحل است و علت نامگذاری اش این است که مراتع این منطقه چون ساحلی در کنار شنزارها می مانند. ) یک گروه جدید ظهور کرده که حملاتی را با نام داعش انجام داده است، اما ائتلافی از گروه هایی است که القاعده در مغرب (AQIM)  را شکل می دهند.

"القاعده در مغرب" ارتباطات عمیقی -برخی با ازدواج- را با اجتماعات محلی و اقوام محلی معارض  برقرار کرده تا حمایت، امکانات و توان رزمی  در مالی به دست اورد، مالی-ایالتی کلیدی که فرانسه و دیگر نیروهای بین المللی نتوانستند از شر افراطی های ان خلاص شوند. گارتنستن راس افزود: "القاعده در مسیری است که در نهایت تبدیل به قدرتمندترین گروه جهادی افریقا می شود".

کلید استراتژی القاعده، شاخه این گروه در سوریه با نام جبهه فتح الشام است. این گروه که قبلا با نام جبهه النصره شناخته می شد، در ماه جولای نام رسمی  خود را به عنوان گروهی که هیچ ارتباطی با منازعات جهانی جهادی ها  ندارد و تنها  متعهد به نبرد با بشار اسد و متحدانش است، تغییر داد.

در سالهای اخیر ،القاعده متعددا تلاش داشته تا ارتباط خود با گروه های محلی را کوچک و کم اهمیت جلوه دهد تا مانع از دور کردن و فراری دادن جوامعی شود که نمی خواهند بخشی از "جهاد جهانی" باشند، اما امید دارند که تندروهای اسلامی نظم، ثبات و صداقت را، هرچند با زور، در مناطق تحت کنترل خود اعمال کند.

مقامات غربی از این می ترسند که با شکست داعش، جبه فتح شام (JFS) افق منطقه جهاد خود را تنها به شامات (Levent - سوریه، اردن، لبنان، فلسطین، قبرس، بخش‌هایی از جنوب ترکیه و شرق مصر ) محدود نکند، و سکوی پرشی برای حمله به اروپا برای القاعده فراهم کند و استراتژی فعلی گروه تغییر کند.  ظواهری تاکید کرده که اگر چه در حال حاضر  نبرد با دولته ای محلی در اولویت است اما همچنان متعهد  حمله به غرب است.

متیو هن من ، یکی از اعضای مرکز ضد تروریسم و شورش جینز اعتقاد دارد: "همان طور که دولت اسلامی مناطق تحت کنترل خود را از دست می دهد و ائتلاف بین المللی به حملات هوایی خود بر علیه این گروه ادامه می دهد، احتمالا نام "جبه فتح شام" را بیشتر  در تیتر های خبری خواهیم شنید".

هافمن جبه فتح شام را "تواناتر از داعش و تهدیدی بلند مدت" توصیف می کند.

 

مترجم: محمد رجبعلی

منبع: https://www.theguardian.com/world/2016/dec/29/a-more-dangerous-long-term-threat-al-qaida-grows-as-isis-retreats

 

 

۲۵
دی

در جریان عملیات نیروهای امنیتی افغان در استان ننگرهار ، مسئول مالی شبکه القاعده برای این استان با 4 تن دیگر دستگیر ، و 6 شورشی دیگر کشته شدند .
عطا الله خوگیانی سخنگوی استاندار ننگرهار به رسانه ها گفت : در جریان عملیات ویژه نیروهای امنیتی افغان در شهرستان " غنی خیل "  این استان شش تن از شورشیان مربوط به گروه القاعده کشته وسه تن دیگر زخمی شده اند . همچنان در این عملیات " حضرت الله " مسئول مالی شبکه القاعده در استان ننگرهار با 4 تن دیگر از همراهانش دستگیر شده اند .
به گفته این مقام محلی در این عملیات شماری جنگ افزار نیز بدست نیروهای دولتی افغان افتاده است .
👈 ننگرهار استان شرقی افغانستان وهم مرز با پاکستان است که در سالهای پس از طالبان به یکی از پناه گاههای مهم برای اعضای شبکه القاعده تبدیل شده بود . غار معروف "توره  بوره " که گفته می شد یکی از پناه گاههای مهم اسامه بن لادن رهبر سابق القاعده است در همین استان قرار دارد.

۲۰
دی

 قسمت اول؛ القاعده و ظهور آن.
خلاصه:
آنچه می توان آن را پایه گذاری القاعده نامید در سال 1984 و با تاسیس مکتب خدمات مجاهدین اتفاق افتاد. در این سال و سال بعد از آن است که می توان ریشه های قدرت گیری برق آسای القاعده را مشاهده کرد. دلائل به صورت خلاصه به شرح زیر هستند:
1- آمریکا که در سال 1979 ایران را به واسطه انقلاب اسلامی از دست داده بود، همه تلاش خود را بر عدم تسلط شوروی بر یکی از کشور های مهم خاورمیانه انجام می داد. در سال 1985 طرح کمک آمریکا به گروه های مبارز (که عملا مجاهدین بودند) تصویب شد و با کمک پاکستان، حتی از اعزام مستشاران نظامی برای آموزش آنها دریغ نمی شد. برنامه آموزش مجاهدین عرب، به هنگام زمامداری کارتر آغاز شد و در دوران ریگان بالا گرفت. ریگان در فوریه 1986 خطاب به جنگجویان افغانی و غیر افغانی که آنان را جنگجویان راه آزادی می خواند گفت: ای جنگجویان راه آزادی،شما تنها نیستید، آمریکا با کمکهای مادّی و معنوی در کنار شماست، حقّ شما نه تنها جنگیدن و کشته شدن در راه آزادی است، بلکه جنگیدن و گرفتن آزادی نیز حقّ شماست.
2- شوروی که تا سال 1984 حدودا 5 سال درگیر جنگ مستقیم با افغانستان طی دوران سخت رکود در کشور خود بود، آینده ای روشن در ادامه این جنگ نمی دید و ترجیح می داد به سرعت عقب نشینی کند.
3- ورود شخص بن لادن ثروت عظیمی را به عنوان مهمترین عامل ادامه جهاد، وارد کارزار جهاد کرد. تفکراتی که باعث حمایت همه جانبه از مجاهدان حتی در صورت شهادت (با تامین خانواده مجاهد شهید) می شد، بسیار جذاب و ایدئولوژیک بود. برآوردها از دسترسی ماهانه بن لادن به بیش از 25 میلیون دلار خبر می دهند.
4- تفکرات بسیار مطلوب مبارزه با غرب و شرق به عنوان عامل اصلی مشکلات جهان اسلام تقریبا توسط تمامی جوامع منطقه ای به خصوص کشورهایی که سالها تحت ظلم غرب و شرق طی سالهای جنگ جهانی و سپس رژیم های دست نشانده بودند، پذیرفته شده بود.
5- کشورهایی مثل اردن، مصر، سوریه و ... که علاقه داشتند انرژی سلفی-جهادی ها در منطقه ثالث تخلیه شود، نیروهای جهادی-سلفی را در کشور خود تحریک یا محبوس نمی کردند.
6- عربستان از دههء 1970 پس از افزایش بهای نفت، برای تأمین منافع خود و همچنین در راستای سیاست های آمریکا برای رویارویی با ایدئولوژی های ناسیونالیستی و سوسیالیستی، بویژه پان عربیسم ، پشتیبان سرسخت اسلامگرایی بود. عربستان برای رویارویی با دو خطر بزرگ سرمایه گذاری هنگفتی در پشتیبانی از نیروهای تندرو اسلامی در افغانستان کرد. خطر درونی، تندروهای وهابی به رهبری جهیمان العتیبه بودند که مسجد بزرگ مکه را در سال 1979 گرفتند و خواستار سرنگونی سعودی ها و برپایی دولت اسلامی واقعی شدند. خطر بیرونی نیز انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 بود که خطر مهمّی برای حکومتهای اقتدارگرا در حوزهء خلیج فارس به شمار می رفت.
.
لینک اینفوگرافی:
http://www.mediafire.com/convkey/22ff/u1x3o42p5no5j4nzg.jpg

لینک کامل مقاله (PDF) : از اینجا

۲۰
دی

⭕️ شماری ازنمایندگان شورای ولایتی (استانی ) و فعالین مدنی دراستان بدخشان افغانستان ضمن شکایت از جدی نبودن اقدامات نظامی علیه مخالفان دولت،  از بد تر شدن اوضاع امنیتی این استان درماههای پیش روی ابراز نگرانی کردند .
عبدالله ناجی نظری رئیس شورای استانی بدخشان می گوید : در حال حاضر دو شهرستان این استان به طور کامل در تصرف طالبان  قرار دارد،  و مخالفان مسلح در 19 شهرستان دیگر حضور دارند .
این نماینده مردم می گوید : در سال گذشته نیروهای دولتی نتوانستندشهرستانهای وردوج ویمگان را ازتصرف مخالفان بیرون کنند . از سوی دیگر 60 درصد مناطق شهرستانهای "راغستان  و  جرم " نیز در تصرف طالبان است اما دولت، عملیات نظامی برای پاکسازی این مناطق براه نیانداخته است .
وی می گوید : اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد در بهار سال آینده  مردم بدخشان بامشکلات امنیتی زیادی روبروخواهند بود . از سوی دیگر عبدالبصیر واثق یکی از فعالان مدنی بدخشان می گوید : نیروهای دولتی دراین استان در حالت دفاعی قرار دارند .
اما مقامات نظامی  این موضوع راتایید نمی کنند . محفوظ الله اکبری ، سخنگوی پلیس شمال شرق افغانستان گفته است : در حال حاضر عملیات تهاجمی  نیروهای امنیتی به هدف پاکسازی مناطق تحت تصرف طالبان در چندین شهرستان و مرکز استان بدخشان جریان دارد .
👈 بدخشان ، شرقی ترین و دور افتاده ترین استان در افغانستان است که بیش از 700 کیلومتر ازکابل ، پایتخت فاصله دارد. اما کوهستانی ودشوار گذر بودن راههای  بسیاری ازشهرستانهای این استان سبب میشود تا بیش از 6 ماه جاده تردد  به این شهرستانها قطع گردیده وانتقال کالا توسط حیوانات صورت   گیرد .
⭕️ کوهستانی بودن منطقه و وجود معادن لاجورد و دیگرسنگهای گرانبها از یکسو،  و هم مرز بودن با پاکستان در جنوب و تاجیکستان درشمال از سوی دیگر سبب شده تا طالبان ،  برخی ازشهرستانهای این استان رابه پناه گاههای امن خود تبدیل کنند .

۱۸
دی

- پنتاگون اعلام کرد در 31 دسامبر طی یک حمله هوایی در #رقه توانسته محمود العیساوی از فرماندهان عالی رتبه داعش را به قتل برساند.
محمود العیساوی از جمله افرادی بود که در عملیات های تروریستی فرامنطقه ای داعش نقش مهمی داشته.
همچنین در زمینه اطلاعاتی و پشتیبانی مالی رسانه های داعش فعال بوده و قبل از سقوط #فلوجه به طور خاص در بخش اطلاعات و رسانه شاخه فلوجه فعالیت میکرده است.

- پیش از این هم در ماه نوامبر عبدالباسط العراقی از دیگر فرماندهان داعش، هدف حمله #امریکا قرار گرفت که او هم از فعالان اصلی در زمینه عملیات های فرامنطقه ای داعش بوده و در امر اطلاعات و ترانزیت افراد و تجهیزات از ترکیه نقش اصلی را ایفا میکرده است.

- به نظر می رسد با سلسله حملات بسیار هدفمند و دقیقی از طرف امریکا روبرو هستیم که شبکه هایی با مأموریت های خاص را هدف قرار می دهد که مهمترین آنها بخش عملیات خارجی داعش است و این حملات نشان از نفوذ و اشراف بالای امریکا بر ساختار درونی داعش دارد.

- عده ای از دوستان در مورد رابطه ایالات متحده و داعش سوال کردند که آیا داعش دست آویز امریکاست یا از امریکا دستور می گیرد ؟
جواب به این پرسش را به زمان دیگری موکول میکنم که شرح و بسط مخصوص خود را طلب میکند؛

اما این را باید بدانیم که هیچ سازمان و گروهی از #نفوذ اطلاعاتی مصون نیست.
جهاد_رضا

۱۳
دی

 

"ریشه ها در خاورمیانه" سلسله مقالات و مباحثی خواهد بود که به بررسی تاریخ خاورمیانه خواهد پرداخت؛ باشد که ان شاءالله در مدار تکرار اشتباهات تاریخی به ورطه سقوط نیفتیم.


🔹جریان شناسی اخوان المسلمین سوریه
♦️ با توجه به حساسیت تحولات سوریه در این برهه تاریخی و زوایای عمدا پنهان شده تاریخ این کشور، این مقاله به جریان شناسی تاریخ معاصر سوریه با محوریت تاثیر اخوان المسلمین خواهد پرداخت.
♦️ اگر سوال دارید
چرا قوت گروه های جهادی-سلفی اکثرا متمرکز در استان ادلب و حومه شهر حلب هستند؟
دلیل سرکوب ها در زمان حافظ اسد که مسلحین روی آن بسیار مانور می دهند چه بود؟
چرا اکثریت اهل سنت سوریه به دولت نزدیک تر هستند تا به گروه های سلفی-جهادی؟
حتما مقاله زیر را بخوانید ...


خلاصه:
🔹 هدف از تاسیس اخوان المسلمین سوریه در سال 1935 توسط مصطفی السباعی مقابله با اشغال فرانسه بود.
🔹 پس از استقلال سوریه و قدرت گرفتن حزب بعث، مبارزه با این حزب در راس اهداف اخوان المسلمین قرار گرفت.
🔹 پس از مرگ مصطفی السباعی، عصام رضا العطار در سال رهبری اخوان سوریه را بر عهده گرفت. بارزترین ویژگی جنبش اخوان سوریه، مخالفت همیشگی با دولت این کشور بوده است.
🔹 برخی از اعضای جنبش معتقد بودند که ارشاد مردم و دولت، نتیجهای در پی ندارد. بنابراین راه جهاد علیه دولت را برگزیدند. عطار به دلیل مخالفت با جهاد و اقدام مسلحانه علیه رژیم از سایر رهبران جدا شد.
🔹 امین یاغان معتقد بود که از راه های نظامی باید به مقابله با دولت پرداخت. گروهی از اهالی شمال سوریه، از یاغان حمایت کردند و مخالف سیاست های عطار شدند. در مقابل گروهی به طرفداری از عطار پرداختند و به گروه میانه روی دمشق موسوم شدند. گروه شمال در اوایل دهة هفتاد اقدامات تروریستی خود را شدت بخشید؛ به طوریکه این اقدامات در بهار 1979 به آستانه جنگ داخلی در شهرهای شمالی و مرکزی رسید.
🔹 در سال 1980 این اخوان شیخ محمد ابونصر البیانونی را به دبیرکلی انتخاب کرد. او پس از گذشت یک ماه، طی بیانیهایی خواستار ساقط کردن نظام سوریه و تبدیل آن به نظامی دموکراتیک و آزادیبخش مبتنی بر مبانی اسلام شد.
🔹 در سال 1980 پروژه ترور حافظ اسد شکست خورد که طبیعتا به اخوانی ها منتسب شد، در جواب این ترور رفعت اسد برادر حافظ، حداقل 500 زندانی اخوانی در زندان تدمر را اعدام کرد. بعد از آن و در سال 1982 زمانی که نیروهای مسلح اخوان به شهر حما وارد شدند، سه هفته در مقابل ارتش سوریه مقاومت کردند، اما مقاومت نیروهای اخوان در هم شکست، طی این درگیری و انتقام گیریهای پس از آن حداقل 15 هزار نفر کشته شدند.
🔹 اخوان المسلمین سوریه در شهر حلب، حمص و دمشق حضور دارند و مهمترین مرکز آنان، شهر حلب است. کمتر از سی درصد جمعیت سوریه را اقلیتهای مختلف مسیحی، علوی، شیعی و دروزی تشکیل میدهند و بیش از هفتاد درصد مردم این کشور از اهل سنّت هستند و از این میان اخوانیها، شاید بیشتر از ده درصد از جمعیت اهل سنّت را تشکیل نمی دهند. به تعبیر دیگر، شاید جمعیت اخوانیها چیزی حدود چهار تا هشت درصد کل جمعیت

۲۸
آذر

۲۴
آذر

💢 ناتو و متحدان عرب و القاعده اش (جبهه النصره و شرکا) جنگ را در زمین حلب باختند.

جنگ را اما اکنون رسانه های ناتو و متحدانش ادامه می دهند.  آنها اما موفق نخواهند شد. پروپاگاندای رسانه های غربی و عربی نه وضعیت در حلب را بر می گرداند و نه به چشمهای اشکبار این رسانه ها کسی اعتنا می کند. زیرا که این رسانه ها خیلی پیش از اینها پیش ازشکست شورشیان، اعتبارشان را باختند.
 استانداردهای دوگانه آنها در خبر رسانی - نمونه واضح آن نحوه پوشش اخبار جنگ موصل و حلب است در هر دو شهر اسلامگرایان افراطی حضور داشتند - و حمایت های تلویحی اما مستمر آنها از تروریست های اسلامگرای افراطی در سوریه و حتی بزک کردن چهره آنها و همزمان کوبیدن اسلامگرایی افراطی در کشورهای غربی، ایستادن تمام قد آنها در کنار اسراییل در جنگ غزه و سکوت آنها در برابر ۹ سال محاصره و زندان بزرگ غزه ، سکوت در برابر جنگ و محاصره عربستان علیه یمن، از این بنگاهها ها حداقل تا آنجایی که به خاورمیانه مربوط می شود عملا از آنها رسانه هایی بی اعتبار ساخت.
ازجنگ حلب نه برای نیروهایتان زمینی ماند و نه برای رسانه هایتان آبرویی ...
هر دو را  باختید.
از فرهمند علیپور

۱۰
آذر

احمد موفق زیدان از معروف ترین چهره های رسانه ای شبکه الجزیره است.

شخصی که زمان حمله ایالات متحده به افغانستان به بن لادن موسس القاعده نزدیک بود و با او مصاحبه می کرد.

در خیزش داعش در عراق در کنار داعش ایستاد و در جنگ سوریه بارها حمایت خود از جبهة النصره را نشان داد.

این روزها در حالی که روند نبردهای سرنوشت ساز حلب و موصل به ضرر تروریستهای مورد حمایت قطر و سعودی پیش می رود، او نیز مانند دیگر خبرنگاران الجزیره و العربیه روزهای سختی را تجربه می کند.

تصویر پیرزن ناتوانی که در آغوش جوانی در حال جابجا شدن هست، تصویری است که اخیرا او به عنوان ذکر مصیبت برای مردم شرق حلب و احتمالا القای ظلم هایی که پس از خروج از شهر حلب قرار است توسط دولت و ارتش سوریه بر امثال او تحمیل شود، منتشر کرده.

بدون توجه به اینکه جوانی که پیرزن را حمل می کند، نه از اهالی شرق حلب بلکه صهیب مصری خبرنگار ارتش سوریه است.

تصویر اول:

صهیب مصری در حال کمک به پیرزنی که از شرق حلب خارج شده.

تصویر دوم:

موفق زیدان در کنار بن لادن و توییتی که در حمایت از عملیات انتحاری داعش در محله سیده زینب دمشق فرستاده و آنرا عملیات شهادت طلبانه خوانده بود.

۲۹
آبان

۲۹
آبان

ابوالافغان المصری از قضات شرعی سرشناس جبهة النصره (جفش) در حمله هوایی ائتلاف غرب در روستای سرمدا ریف ادلب به هلاکت رسید.

۰۸
آبان

می‌نویسند "ارتش آزاد سوریه" -ائتلاف جدید گروه‌های مسلح جهادی مورد حمایت ترکیه و آمریکا- در حال پیشروی به غرب حلب و تلاش برای شکستن محاصره‌ی حلب است.

می‌نویسند "مردم حلب" در محاصره‌ی ظالمانه‌ی ارتش سوریه قرار گرفته‌اند.

می‌نویسند "ارتش آزاد سوریه" به مواضع کردها حمله کرد.

اما از هویت اعضای این گروه‌ها چیزی نمی‌نویسند.

مشت نمونه‌ی خروار است.

در عملیات ‌"ارتش آزاد" برای پیشروی در غرب حلب ۴ نفر به عنوان پیشقراول و باز کردن مسیر دست به عملیات انتحاری زده‌اند.

دو ترک، یک سعودی و یک مصری...

این‌ها همان‌هایی هستند که هر روز به اسم "ارتش آزاد سوریه" مورد حمایت ترکیه به مواضع کردهای سوریه که در برابر داعش مبارزه می‌کنند، یورش می‌برند.

این‌ها همان "مردم سوریه"اند که اگر در پیشروی ارتش سوریه کشته شوند، رسانه‌های زیادی برایشان اشک می‌ریزند.

متن: احسان سلطانی.

ویدیو: عبدالله المحیسنی، قاضی شرعی القاعده شاخه سوریه در حال وعده دادن بهشت به انتحاری سعودی الاصل.

۰۷
آبان

عملیات اخیر عناصر داعش در کرکوک عراق بار دیگر تفاوت رویکردهای نظامی داعش با دیگر گروه های مسلح هم نوع خود را مطرح کرد. بسیاری معتقدند چنین رویکردی حاصل نوعی ابتکار عمل در ترکیب اسلوب نظامی چریکی گروه های سلفی جهادی و شیوه های نظامی بعثی عراق است. با این حال، واقعیت آن است که تاکتیک های داعش ماحصل یک تجربه تاریخی است که می توان آن را به سه دوره تقسیم کرد:
1⃣ دوره القاعده: در این دوره که به فعالیت های نظامی سازمان القاعده در زمان جنگ افغانستان مربوط است تاکتیک های نظامی القاعده عمدتا در عملیات های نظامی و حملات محدود خلاصه می شد. شاکله اصلی این عملیات ها نیز بر انجام حملات پراکنده انتحاری استوار بود.
چنین رویکردی همچنان تا زمانی که نیروهای القاعده توسط زرقاوی به عراق منتقل شدند ادامه یافت و نیروهای وی عراق را به جولانگاه حملات مرگبار انتحاری و استفاده از خودروهای بمبگذاری شده تبدیل کردند.
2⃣ تحول از سال 2006 و با روی کار آمدن ابوعمر البغدادی و تاسیس «دولت اسلامی عراق» از سوی القاعده روی داد. این دوره که با تشکیل گروه های سنی الصحوة ضد القاعده همراه بود با دور جدیدی از عملیات نظامی این گروه همراه شد که بیش از همه بر حملات توپخانه ای و خمپاره ای استوار بود. در این دوره درگیری هایی جدی بین نیروهای القاعده که بخش های محدودی از خاک عراق را تصرف کرده بودند با نیروهای الصحوة روی داد.
با این حال این رویکرد نظامی زیاد مورد استفاده قرار نگرفت و از اوایل 2009 و افزایش فشارها به القاعده عراق این گروه بار دیگر به ناچار استراتژی نوپای خود موسوم به «تصرف مکانی» را کنار گذاشت و به رویه دوره زرقاوی باز گشت و دور جدیدی از حملات مرگبار انتحاری و خودروهای بمبگذاری شده در شهرهای مختلف عراق به ویژه بغداد را آغاز کرد که البته بیش از گذشته مراکز دولتی همچون وزارت خارجه و دارایی عراق (آگوست 2009) را هدف قرار می داد.
3⃣ اما جرقه دوره سوم یعنی دوره خلافت 2014- از سال 2010 زده و با انتخاب ابوبکر بغدادی به عنوان امیر دولت اسلامی عراق زده می شود. این دوره همزمان می شود با خروج نیروهای آمریکایی از عراق و سپس حوادث بهار عربی. از این برهه، داعش استراتژی موسوم به «اعادة السیطرة» و "سیطره مکانی" را درپیش می گیرد.
شاخصه تحول عمده در این دوره ورود نیروهای نخبه نظامی ارتش بعثی عراق به ساختار نظامی القاعده عراق بود که از این پس داعش خوانده می شد. از جمله این فراد می توان به أبومسلم الترکمانى و أبوعلى الأنبارى وحجى بکر اشاره کرد. تاکتیک نظامی این برهه بر سه اصل پاکسازی و تصرف و تشکیل گروه های نظامی برای سیطره بر شهرهای استوار بود.
استفاده از تاکتیک های ایجاد رعب و وحشت از دیگر شیوه های نظامی بود که موجب تخلیه شهرها توسط نیروهای نظامی عراق بدون هرگونه مقاومت در مقابل نیروهای داعش بود که بر پایه نظریات راهبرد نظامی "إدارة التوحش" استوار بود.

📝 آنچه در کرکوک اتفاق افتاد شیوه خاصی از رویکرد منحصر به فرد داعش موسوم به «سلول های مخفی» است که هر زمان هر مکانی را با استفاده از گروه های انتحاری و حملات چریکی مورد هجوم و سپس سیطره مکانی قرار داده و تلاش می کند همواره فضایی از رعب و وحشت را در جبهه های مختلف زنده نگاه دارد.
.
نویسنده: محمد رضا عشوری
.

۱۳
مهر

این سامانه در حالی برای اولین بار در سوریه عملیاتی میشود که پس از شکست مذاکرات صلح و آتش بس توافق شده بین روسیه و آمریکا بر سر حلب ؛ تنش ها به بالاترین حد خود رسیده تا جایی که واشنگتن سخن از نقشه ی جایگزین برای حل مسئله سوریه دارد .

این تایپ از سامانه قابلیت شلیک دو نوع متفاوت از موشک را دارد ؛ نوع کوچک که برای هواپیماها و موشکهای کروز به کار میرود و نوع بزرگ تر که برای هدف قرار دادن موشکهای بالستیک میان برد و هواپیماهای جاسوسی و جمینگ استفاده میشود.

از آنجا که تروریستهای  حاضر در سوریه از هیچ گونه هواپیما و یا موشکهای بالستیک استفاده نمیکنند ؛ مشخصا ورود این سامانه به سوریه جهت افزایش امنیت و حفاظت روسیه دربرابرحملات احتمالی آمریکا و ناتو به سوریه است .البته در گذشته سامانه S400 نیز در سوریه مستقر شده بود .

در حال حاضر واشنگتن روسیه را مقصر شکست آتش بس میداند و دلایلی چون متعهد نبودن روسیه به توقف بمباران و یا متهم کردن روسیه به بمباران مشکوک کاروان UN در بیرون از شهر حلب را قسمتی از کارشکنیهای روسیه عنوان میکند ؛ این در حالی است که از سوی دیگر خود آمریکا تلاشی مبنی بر جداسازی مسلحین ارتش آزاد از تروریستهای وابسته به القاعده نکرده و در متقاعد کردن آنها برای فاصله گرفتن از جبهه النصره شکست خورده است و بیانیه های پی در پی مسلحین مبنی بر باقیماندن در کنار جبهه النصره نشان دهنده این موضوع میباشد .

پس از گذشت پنج سال از بحران سوریه بر همگان آشکار شده است که نیروی محرک اصلی و پیش برنده ی مخالفین در سوریه ؛ تروریستها و نیروهای به اصطلاح جهادی هستند وخود مخالفین از تحقق اهداف بزرگ عاجز اند و دلیل اصلی مسلحین مبنی بر باقی ماندن در کنار تروریست ها همین مورد است .

آتش بس های صورت گرفته در حلب نیز بیشتر جنبه ی کمک رسانی به قشر مخالف و ایجاد وقفه در روند عملیات ارتش سوریه و بازیابی توان از دست رفته مسلحین را داشته است .

نکته طنز و جالب توجه پیرامون آتش بس این است که در زمان حمله ی تروریستها به حلب و شکستن محاصره هیچ واکنش و یا عکس العملی از سوی آمریکا مشاهده نشد و پس از تکمیل مجدد محاصره و پیشرویهای ارتش در مناطق شرقی حلب به یکباره این نبرد از دید غرب تبدیل به نبردی مذهبی و کشتار جمعی شد !

استفاده ابزاری و پروکسی وار از تروریستها (و نه مسلحین به اصطلاح میانه رو) از سوی غرب در سوریه یکی از مشمئز کننده ترین سیاستهای آنها در طول سالیان اخیر در خاورمیانه است .

نکته ای که در شرق حلب نباید نادیده گرفته شود مسئله وجود غیرنظامیان است و دانستن این موضوع که همه مردم شرق حلب با تروریستها نیستند .

در حال حاضر حدود 250 هزار نفر در شرق حلب هستند ؛ در خوشبینانه ترین حالت پنجاه هزار نفر از این مردم جزء خانواده مسلحین بوده و باقی بعنوان مردم عادی محسوب میشوند . در فرصت آتش بس ایجاد شده از مردم خواسته شد تا از مناطق شرقی حلب خارج شوند ولی با فشار جبهه النصره این امر محقق نشد و در واقع تروریستها از این مردم بعنوان سپر انسانی خود استفاده کردند و میکنند .

در چنین شرایطی وقتی در دو طرف ماجرا دو قدرت بزرگ و اصولا غیردین مدار مذاکره  وعمل میکنند ؛ این غیرنظامیان هستند که بیشترین خسارات را متحمل میشوند .

مردم شرق حلب مردمی هستند که زیر سیطره و سلطه ی ارتش آزادند ؛ و خود ارتش آزاد زیر سیطره و سلطه ی جبهه النصره و القاعده است .

تقسیم تروریستها به تروریست خوب و بد و کمک آمریکا به القاعده در سوریه بعنوان تروریست خوب در نهایت بصورت سلسله وار مردم غیرنظامی در حلب و سوریه را مورد هدف قرار میدهد .

۱۱
مهر

من به ارتش ملحق نشدم که برای القاعده در جنگ داخلی سوریه بجنگم!

۲۹
شهریور

با بررسی تحولات سوریه و نگاه اجمالی به روند آن ، نقش کلیدی و مهم القاعده در سوریه غیر قابل انکار است و اگر این گروه را موثر و جریان ساز اصلی در مسائل سوریه بنامیم ؛ سخن به گزاف نگفته ایم .

سازمان تروریستی القاعده در گستره ی وسیعی از خاورمیانه در مناطقی همچون افغانستان ، پاکستان ، شمال آفریقا ، یمن ، سوریه و ... حضوری فعال و موثر دارد و ضمن برخوداری از استقلال در فرماندهی و ابتکار عمل ،سالهاست به اصل فرمانبرداری عقیدتی از رهبری واحد یعنی ایمن الظواهری پایبند است و کارشناسان این امر را کلید اصلی پایداری القاعده در منطقه معرفی میکنند . به بیان دیگر هر یک از شاخه های این گروه تروریستی ضمن حفظ استقلال عمل سعی میکنند خود را با شرایط منطقه تطبیق دهند و با همراه کردن مردم تبدیل به جزء جدایی ناپذیر آن منطقه شوند .

بصورت  کلی راهبرد القاعده در منطقه راهبردی گام به گام است و این راهبرد در سوریه با گروه جبهه النصره به بهترین شکل خود نمایان شد .

جبهه النصره شاخه رسمی سازمان تروریستی القاعده در کشور سوریه فعالیت خود را بر مبنای تفکری جهادی سلفی از ابتدای سال 2012 با رهبری ابومحمد الجولانی آغاز کرد.

ابومحمد الجولانی روابط نزدیکی با ابومصعب الزرقاوی رهبر القاعده در عراق و ابوبکر البغدادی رهبر داعش داشت ، وی در سالهای اشغال عراق توسط نظامیان آمریکایی در کنار دیگر افراد سلفی جهادی به مبارزه پرداخت و مراحل پیشرفت در رتبه فرماندهی را بسرعت پشت سر گذاشت .

نشنال در این مورد مینویسد:

او طی سالها به طور متناوب توسط دستگاه های امنیتی دستگیر و در آخرین دستگیری در عراق تحویل مقامات امنیتی سوریه شد . وی در زندان صیدنایا دوران محکومیت خود را سپری میکرد و در سال 2011 با دستور عفو جمعی بشار اسد در راستای طرح آشتی ملی از زندان آزاد شد .وی پس از آزادی خود را به رهبر داعش یعنی ابوبکر البغدادی که از دوستان قدیمی او بود رساند و با حمایت رهبر داعش گروه جبهه النصره را تاسیس کرد .

لازم به ذکر است در ماه های ابتدایی سال 2013 و پس از اختلافات بوجود آمده با رهبر داعش مبنی بر ورود داعش به سوریه ، جولانی با ایمن الظواهری رهبر القاعده بیعت کرد و به این ترتیب جبهه النصره بعنوان شاخه رسمی القاعده در کشور سوریه برگزیده شد . این ماجرا باعث جدایی داعش و جبهه النصره از یکدیگر و آغاز درگیریها و نزاع خونین بین طرفداران دو گروه شد .

جبهه النصره از تروریستهای خارجی فراوانی در بدنه ی مدیریتی و فرماندهی خود استفاده میکند و رابطه بسیار نزدیک و تنگاتنگ با دیگر تروریستهای خارجی که تحت عنوان جهاد وارد سوریه شده اند دارد . در واقع جبهه النصره هماهنگ کننده گروه های تروریستی خارجی در کشور سوریه است .

در جولای سال 2016 (مرداد 95) ابو محمد الجولانی طی بیانیه ای تصویری برای اولین بار در برابر دوربین ها ظاهر شد و جدایی جبهه النصره از سازمان القاعده و تاسیس گروهی جدید با نام " جبهه فتح الشام " را اعلام کرد .

تلگراف در سایت خود نوشت :

تصاویر پخش شده از شبکه خبری الجزیره درحالی صورت گرفت که در روزهای گذشته زمزمه جدایی جبهه النصره در شبکه های مجازی شدت فراوانی گرفته بود . ابومحمد الجولانی با قرار گرفتن در جلوی دوربین از تغییر نام جبهه النصره به جبهه فتح الشام سخن گفت و اعلام کرد دیگر زیر پرچم النصره مبارزه نمیکند و از فرماندهان القاعده در ارتباط با همکاری و درک متقابل تشکر کرد .وی اطمینان داد گروه جدید تمام ارتباطات خود با افراد خارجی را قطع کرده است .

هرچند که اعلام رسمی جدایی از القاعده با تایید ایمن الظواهری رهبر این سازمان صورت گرفت و طبق ادعای جولانی تمامی راوبط این سازمان با القاعده قطع شده است اما بر کسی پوشیده نیست که این تغییر نام و قطع رابطه حرکتی رو به جلو در جهت مشروعیت بخشی به این گروه تروریستی و خارج شدن آن از زیر فشارهای بین المللی صورت گرفته است؛ به امید آنکه شاید در مذاکرات صلح سوریه جایگاهی برای این گروه جهادی سلفی در نظر گرفته شود .

از سال 2015 و پس از ورود نیروی هوایی روسیه به آسمان سوریه ، فشارهای زیادی بروی جبهه النصره قرار گرفت .نیروهای جبهه النصره در عملیات های گروههای تحت حمایت غرب مانند ارتش آزاد ، سهم اصلی حملات به مواضع ارتش سوریه را بردوش میکشند و هدف قرار دادن آنها خسارات زیادی به دیگر گروه ها وارد آورد ؛ از این رو یکی دیگر از علل تغییر نام همین مورد است.

گاردین در این مورد مینویسد :

احمد حسن ابوالخیر معاون ایمن الظواهری رهبر القاعده با انتشار پیامی صوتی گفت "ما این اجازه را به جبهه النصره میدهیم تا تصمیم دلخواه خود را اتخاذ کنند و هر آنچه که به صلاح اسلام و مسلمین است انجام دهند و از جهاد مردم سوریه دفاع کنند ."

آمریکا و روسیه نیز اعلام کردند دلیلی برای تغییر سیاست خود در قبال این گروه تروریستی نداریم و تغییر نام این گروه تغییری در نگاه ما به آنها ایجاد نکرده است و تصمیمات بر اساس عملکرد ، هدف و ایدئولوژی آنها گرفته خواهد شد. با این حال جبهه فتح الشام هنوز بعنوان یک گروه تروریستی شناخته میشود و تغییر نام آن تغییری در ماهیت این گروه جهادی سلفی ایجاد نکرده است .

ذکر این نکته لازم است که جولانی علیرغم اعلام جدایی از القاعده هنوز بصورت رسمی با الظواهری فک بعیت نکرده و این موضوع در محافل سلفی بعنوان یک اشارت محسوب میشود و نشان از اهداف بلند مدت القاعده دارد . بصورت کلی القاعده به گونه ای سازماندهی شده است که یک تغییر نام و یا تغییر در درجات فرماندهی تاثیری بر آینده آن نخواهد داشت . علت اصلی نگرانی غرب در موضوع القاعده همین مورد است . القاعده به کمک آمریکا جهت مبارزه و جلوگیری از نفوذ شوری سابق در کشور افغانستان راه اندازی شد . هرچند که در کوتاه مدت اهداف تعیین شده ی آمریکا محقق شد اما با گذشت زمان و ریشه دواندن تفکر سلفیت و القاعده گری در بافت ضعیف و رنج کشیده ی منطقه اثرات مخرب آن رفته رفته نمایان شد تا حدی که در سپتامبر 2011 حادثه ی برج های دوقلوی نیویورک را رقم زد .

اما اینبار القاعده در سوریه تولدی دیگر و به اذعان کارشناسان ظهوری قوی تر داشته است و کنترل کردن آن امری دشوار محسوب میشود و هر لحظه امکان دارد اثرات آن نه در آمریکا بلکه در جایی نزدیک تر یعنی اروپا ظاهر شود . القاعده ای که در سوریه با نام هایی همچون جبهه النصره ، جبهه فتح الشام و .... فعالیت میکند ؛ با داشتن تجربیاتی مانند تجربه ی القاعده در افغانستان و عراق ، یمن و چچن و مردانی که در گستره ی وسیعی از منطقه سالها به نبرد پرداخته اند و حالا در سوریه با گردهم آوردن تمام این تجربیات در تعاملی عالی با دیگر گروه ها به سر میبرند ؛ به مراتب خطرناک تر از القاعده سنتی در پاکستان و افغانستان است .

و مطمئنا ایمن الظواهری هنگامی که بر جدایی جبهه النصره از القاعده رای مثبت داد بر این موضوع آگاهی داشته است . جبهه فتح الشام در سوریه تنها گامی جدید از القاعده در راستای مدیریت نوین این سازمان در جهان است .

میرزا

۲۳
شهریور

سازمان القاعده تا پیش از شکل‌گیری داعش رقیبی جدی در میان جریان‌های سلفی نداشت. با ظهور غیرقابل پیش‌بینی داعش، القاعده در وضعیت بسیار بحرانی و سختی قرار گرفت. داعش از یک سو توانست بخش قابل توجهی از عناصر القاعده را جذب خود کند و از سوی دیگر سال‌‌‌ها انحصار القاعده در نمایندگی جریان سلفی را به چالش کشید در نهایت با اعلان «دولت خلافت» یک گام از رقیب سنتی‌اش پیشی گرفت.

همزمان با رویکرد بسیار تند و متوحشانه رهبران داعش برای پیشبرد اهداف توسعه‌طلبانه خود، بسیاری بر این عقیده بودند که القاعده نیز برای عقب نماندن از این قافله رویکرد داعش را در پیش خواهد گرفت. با این حال ایمن الظواهری نه تنها چنین مسیری را انتخاب نکرد بلکه تلاش کرد چهره‌ای متفاوت و آلترناتیو نسبت به داعش از گروهش نشان دهد.  در سوریه وقتی ائتلاف موسوم به «جیش الفتح» با محوریت جبهه النصره در آوریل 2015 تشکیل شد ابومحمد الجولانی، فرمانده النصره تلاش کرد که نشان دهد برخلاف رقیب داعشی‌اش می‌تواند با دیگر گروه‌های معارض هم‌‌‌پیمان شود و با آنها تعامل داشته باشد.  هرچند امروز زیرمجموعه‌های القاعده در کشورهای مختلف از استقلال عمل برخوردارند، با این حال واقعیت آن است که شواهدی مبنی بر طغیان این گروه‌ها از رهبری مرکزی ایمن الظواهری وجود ندارد؛ مسئله‌ای که به وضوح در رقابت شاخه‌های القاعده در شمال آفریقا با هم پیمانان داعش در این منطقه قابل مشاهده است.

با این حال اعلام جدایی گروه النصره در سوریه از سازمان القاعده و تغییر نام این گروه به «جبهه فتح الشام» یک نقطه تحول در تاریخ القاعده به شمار می‌رود. آنگونه که جولانی در سخنانش اعلام کرد این رویکرد به معنای «پایان وابستگی النصره به جریان‌های خارج از سوریه» است. این مسئله احتمالاً راهبرد جدید القاعده برای سال‌های آینده را نشان می‌دهد. البته جولانی مشخص نکرد که واقعاً قرار است با فرماندهان بلندپایه القاعده به ویژه فرماندهان غیرسوری که در جبهه تازه تأسیس «فتح الشام» فعال‌‌‌‌‌اند چگونه تعامل کند. علاوه بر این، هنوز برای محافل سلفی این سؤال مطرح است که چرا جولانی نسبت به «فک بیعت» خود از ظواهری اقدامی نکرده و آیا واقعاً هنوز وی به سازمان مرکزی وفادار است یا نه. عبدالله المحیسنی از رهبران شرعی فتح الشام گفته است که بسیاری از گروه‌های معارض سوری از همکاری با النصره به دلیل بدنامی وابستگی‌اش به القاعده خودداری می‌کردند و از این رو رهبری مرکزی القاعده در اقدامی «مصلحتی» تصمیم گرفت زیرمجموعه سوری‌اش از القاعده، اعلام جدایی کند.

بنا بر این بر خلاف بسیاری از تحلیلگران اگر از نگاه راهبرد جدید به قضیه بنگریم، القاعده امروز در مرحله‌ای سرنوشت‌ساز از رویکرد گام به گام توسعه منطقه‌ای قرار گرفته است. القاعده پس از یک دوره سکوت و انفعال اکنون در بسیاری از کشورها شاخه‌هایی مستقل و فعال دارد. در افغانستان نیز طالبان 15  سال پس از سرنگونی بار دیگر سربرآورده و با سیطره بر مناطقی از افغانستان دولت این کشور را به چالشی جدی کشیده است.  اما داعش به گفته بسیاری از تحلیلگران حوزه گروه‌های سلفی نخواهد توانست همانند گذشته به مسیر خود ادامه دهد. گروهی که توانست بر اساس رویکردی طائفه‌ای و ضدشیعی در مدتی بسیار کوتاه بر بخش قابل توجهی از عراق و سوریه تسلط یابد امروز در موضعی تدافعی قرار گرفته و به نظر نمی‌رسد که بتواند بیش از این از  گفتمان طائفه‌ای برای پیشبرد اهدافش استفاده کند. اگر رهبران داعش قرار باشد همچنان راهبرد خود را با محوریت گفتمان طایفه‌ای دنبال کنند قطعاً چنین گفتمانی در خارج از محدوده عراق و شام نخواهد توانست حرفی برای گفتن داشته باشد.
امروز رهبران داعش از یک بحران مشروعیت جدی رنج می‌برند. بسیاری از مفتیان جریان سلفی جهادی حاضر به بیعت و تأیید این گروه و رفتارهای تندروانه داعش نیستند.  واقعیت آن است که گروه‌های هم‌پیمان داعش در کشورهای مختلف، از قبیل ولایت سینا در مصر و بوکوحرام در نیجریه، اصالتی القاعده‌ای دارند. واضح است که داعش در صورت فروپاشی در عراق و سوریه به سوی غرب و مناطق شمالی آفریقا مهاجرت خواهد کرد و به ناچار استراتژی «ولایات پراکنده» را پی خواهد گرفت اما به نظر می‌رسد با این فروپاشی این ولایات ترجیح خواهند داد بار دیگر خود را در سبد القاعده تعریف کنند.  رهبران القاعده در این مدت توانستند جامعه جهانی را به این سو جلب کنند که امروز داعش تهدید اول دنیاست و به این ترتیب با فراغ بال بیشتری به یارگیری‌های خود در سوریه، یمن، مصر و پهنه وسیعی از شمال آفریقا و حتی شبه قاره هند پرداختند. القاعده با رویکرد عملگرایانه‌تری که نسبت به رقیب خود دارد تعامل خود با طرف‌های منطقه‌ای را حفظ کرد و توانست حمایت قدرت‌های منطقه‌ای را به مثابه جایگزینی کم خطرتر از داعش جلب کند.  جریان‌های سلفی نزدیک به القاعده، به ویژه در کشورهای بازمانده از بهار عربی گفتمان فراگیرتری از داعش ارائه داده‌اند و توانسته‌اند با بهره‌برداری از میراث سرکوب جریان‌های اسلام سیاسی و اخوانی، راهبرد بلندمدتی را برای برای آینده ترسیم کنند و زنگ خطری جدی را برای دولت‌های منطقه به صدا درآورند.
محمدرضا عشوری

۰۹
مرداد

چند روز قبل از اعلام جدایی رسمی جبهه النصره از القاعده ، لوگوی گروه جند الاقصی به وضوح در موسسه السحاب رسانه القاعده به نمایش در آمد .
لازم به ذکر هست که موسسه السحاب به جز جبهه النصره که زیرمجموعه القاعده بود ، لوگوی هیچ  گروه دیگری را نشان نمیداد .
در مورد ماهیت جند الاقصی و خط فکری آنها همواره بحث های فراوانی وجود داشت و دارد؛
جند الاقصی توسط ابو عبدالعزیز القطری بنیان نهاده شد و یکی از زیرشاخه های جبهه النصره محسوب میشد ، این گروه که بیشتر نیروهای آن از مهاجرین غیر سوری و بویژه عراقی ها تشکیل شده ؛ پس از اختلافات پیش آمده با جبهه النصره وجولانی از جبهه النصره جدا شد و بصورت مستقل آغاز به فعالیت کرد .
تشتت و گوناگونی عقاید در جند الاقصی فراوان است ، بطوریکه عده ای طرفدار القاعده و عده ای دیگر طرفدار داعش هستند اما برآیند اعمال و رفتار جند الاقصی و آنچه که از تصمیم های این گروه نمایان است ، نقش میانه روی این گروه و یا شاید معلق بودن آن است .
به گونه ای که بعنوان یک حائل بین داعش و القاعده محسوب میشود .
جندالاقصی از یک سو با جبهه النصره همکاری میکند و از سوی دیگر با داعش دشمنی ندارد و حاضر به حمله به داعش نیست و حتی در پاره ای از اوقات با داعش همکاری نیز میکند.

اما سوال اصلی اینجاست :
آیا القاعده با نشان دادن لوگوی جند الاقصی بعد از جدایی جبهه النصره از القاعده ، قصد اعتبار بخشیدن به این گروه از طرف خود و دادن آدرس به مهاجران غیر سوری جبهه النصره و دیگر گروه های جهادی جهت پیوستن به جند الاقصی را دارد ؟
مطمئنا جبهه النصره و القاعده نگران سرنوشت نیروهای مهاجر غیر سوری خود و پیوستن احتمالی آنها به گروه رقیب یعنی داعش است .

۰۷
مرداد

سرانجام این مرد مرموز نقاب از چهره برداشت و بصورت رسمی جدایی  خود از القاعده را اعلام کرد .

در پست های بعدی به سخنان جولانی خواهیم پرداخت ولی ابتدا توجه شما رو به چند نکته از تصویری که از وی منتشر شده جلب میکنم .

نکاتی که بین طرفداران القاعده بسیار صدا کرده است .

- مهمترین نکته انتخاب عمامه سفید هست که حتما باید پیام خاصی داشته باشه

- انتخاب لقب الفاتح که در گذشته فقط به سلطان محمد فاتح داده شده بود ؛ وی فاتح قسطنطنیه بود

- انتخاب عمامه سفید و لباس نظامی یادآور تیپ بن لادن هست

- سبک بستن عمامه رهبران طالبان هست

و دیگر نکات جالب

- بک گراند کاملا روشن و متمایل به آبی و ملو با چهره لبخند

- صندلی پشتش جولانی ظاهرا همون صندلی مصاحبه الجزیره هست

۰۷
مرداد

💢احمد حسون ابو الخیر معاون ایمن الظواهری(رهبر القاعده) ساعاتی پیش از منارة البیضاء ، رسانه ی رسمی جبهه النصره بیانیه ای را منتشر کرد که در آن به جبهه النصره جهت جدا شدن از القاعده چراغ سبز نشان داد ..
در روزهای اخیر و پس از پیشروی های ارتش برای تکمیل محاصره زمزمه ی این جدایی بیشتر بر سر زبان ها افتاد تا اینکه امروز این موضوع توسط القاعده بصورت رسمی بیان شد .

در این راستا تحلیل برادر ارجمندم آقای مسروری را مطالعه بفرمایید :

🔺القاعده رسما اعلام کرد، جبهه النصره می تواند نسبت به جدایی خود از شاخه اصلی القاعده تصمیم بگیرد. این درشرایطی است که حلب در محاصره کامل قرار گرفته و این یعنی نجات النصره از اتهام همکاری با القاعده و توسل آمریکا مبنی بر ورود به قضیه حلب برای یاری اتاق عملیات جیش الفتح ( القاعده - النصره-، نورالدین زنکی، ارتش آزاد و..)
🔺با محاصره حلب تجزیه سوریه به نوعی از بین رفت و دیگر بایستی منتظر تغییر اوضاع سیاسی به نفع بشار اسد و دولت سوریه بود. تصمیم القاعده نسبت به استقلال النصره می تواند نوعی این گروه را در وضعیت طالبان قرار دهد که « تروریسم خوب، تروریسم بد» بخشی از آن است و رسما مانند طالبان به عنوان یک بازیگر سیاسی توسط گروه های مختلف شناخته شود. به عبارت دیگر با این تصمیم النصره می تواند قدرت چانه زنی خود را در مجامع سیاسی افزایش دهد.

🔺طبق اخبار رسمی در گذشته ( دوبار) دولت جعلی صهیونیستی به حمایت از القاعده -النصره- پرداخت و بیش از 1000 نفر از افراد تحت نظر این گروه در بیمارستان های مناطق اشغالی درمان شده اند که با اعتراض دروزی های ساکن مناطق اشغالی نیز همراه بود.

🔺اگر النصره رسما اعلام جدایی خود را از القاعده اعلام کند، محتمل است اردوگاه رسانه ای ائتلاف آمریکا برای ورود به حلب فضا سازی کنند و به عنوان دفاع از شهروندان غیر نظامی، مناطق ارتش و گروه های همپیمان را بمب باران یا مورد تجاوز قرار دهد .
اندیشکده مطالعات جهان اسلام

۰۴
مرداد

شهادت سه کودک یمنی براثر حمله جنگنده های سعودی به منزل دوتن از شهروندان شهر جعار استان ابین


این حملات به بهانه ی حضور القاعده در این منطقه صورت گرفته
البته مردم منطقه ضمن برپایی راهپیمایی اعتراضی خواستار تشکیل کمیته ای برای تحقیق درباره ی این حادثه شدند .

البته این اولین باری نیست که هواپیماهای آل سعود شهروندان را مورد حمله قرار میدهند اما اغلب این حملات تا کنون در مناطق تحت کنترل انصار الله بوده و این از معدود حملات آنها در شهرهایی است که القاعده در آن رفت آمد دارد .


رفت و آمد و استقرار آزادانه ی داعش در مناطق تحت کنترل منصور هادی


همچنین یک فرمانده ی نظامی سابق در شهر لاودر به خبر نگار یمن الیوم گفته که حدود هفتاد تن از شبه نظامیان داعش از پایگاه خود در کوههای تاران خارج و در مناطق مختلف این شهر مستقر شده اند .
علاوه بر آن امام جماعت یک مسجد در این شهر که قصد داشت جوانان این شهر را علیه انصار الله بشوراند ،بعد از استفاده از جمله ی (روافض الحوثی)توسط این جوانان از منبر پایین کشیده شد ،
قابل ذکر است با وجودیکه شهر لاودر در شمال استان ابین در کنترل نیروهای هادی قرار دارد گویا انصار الله هوارداران زیادی در این شهر دارد و در حال حضر نیروهایش تا دروازه های شمالی این شهر پیشروی کردند ،ومناطق کوهستانی مشرف به شهر را در اختیار دارند .

۳۱
تیر

۰۸
تیر

وی بارها مورد اصابت نیروی هوایی سوریه و روسیه قرار گرفته اما هر بار جان سالم بدر برده.

۱۲
خرداد

همانطور که در گذشته گفتیم مدیریت المنصوره واقع در حومه ی شرقی عدن علی رغم اینکه طی ماههای گذشته با بمباران شدید آپاچی های سعودی و به کار گیری سلاح سنگین تسط نیروهای هادی از کنترل القاعده خارج شد اما به دلیل بافت مذهبی و تفکرات سلفی اهالی همچنان القاعده در آن فعال است .
بنابراین طی روزهای گذشته مردم منطقه که از قطع برق ناراضی بودند ،اقدام به اعتراض گسترده و آتش زدن خودرو ها در خیابان کرده و راه ارتباطی منصوره به بریقه را بر روی خودرو های عبوری بستند.
سایت  الوسط ضمن  پوشش این خبر تاکید کرد عدن به شهری بی قانون تبدیل شده که از هر سوی آن رفتار های قلدر مابانه و...از طرف افراد سر میزند در حالی که مردم در شرایط سختی مثل کمبود برق و منابع سو ختی مواجه اند.

۱۱
خرداد

نقشه با کیفیت (1.5 مگ) : http://www.mediafire.com/convkey/5951/l9chn3byqd44quqzg.jpg

" چند نکته در مورد نقشه :

منطقه بنی ضبیان واقع در استان صنعا ؛

بنی ضبیان در حال حاضر با انصارالله در صلح به سر میبرند ولی به سمت هادی تمایل دارند . این تمایل به هادی رو میتوان در سابقه ی بنی ضبیان دید ؛ در نبردهای سال گذشته منطقه ی صرواح از عبور نیروها و تجهیزات انصارالله به سمت صرواح جلوگیری کردند .

بنابراین منطقه بنی ضبیان با هاشور قرمز کمرنگ مشخص شده است .

عسیلان در استان شبوه ؛
تحرکات انصارالله در این منطقه پررنگ هست ولی با توجه به بافت منطقه و وضعیت خاص جغرافیایی ، بیشتر محل رفت و امد انصارالله بوده و حضور انصارالله در عسیلان بعلت روابط نزدیک قبایل این منطقه با انصارالله هست و نمیشه این منطقه رو پایگاه اصلی انصارالله بحساب آورد ؛ از طرف دیگر نیروهای هادی هم به منطقه ورود پیدا نمیکنند .
بنابراین منطقه عسیلان با هاشور سبز مشخص شده است .

مناطق القاعده ؛

مدت هاست که خطوط انصارالله و نیروهای هادی تغییر خاصی نکرده ولی مناطق تحت نفوذ و سیطره القاعده در یمن طی ماه های اخیر بصورت مداوم در حال تغییر بوده و از طرفی دیگر همکاری نیروهای ائتلاف با القاعده در بعضی از مناطق یمن بر پیچیدگی و دشواری مشخص کردن یک حوزه ی مشخص برای القاعده افزوده است .

از این رو مشخص کردن مناطق القاعده در یمن بصورت کامل و دقیق ، تقریبا غیر ممکن هست ؛ بنابراین با توجه به حوزه ی نفوذ القاعده و شدت آن به ترتیت این مناطق با سیاه ، هاشور سیاه برجسته (bold) و هاشور سیاه کم رنگ مشخص شده است .

توجه داشته باشید ، القاعده بصورت گسترده در نوار ساحلی جنوب در رفت و آمد میباشد . "

"توصیه میکنم حتما نقشه ی با کیفیت را ببینید . "

۲۸
فروردين

نویسنده : محمدرضا عشوری‌مقدم

خلاصه: شواهد و قرائن حاکی از آن است که گروه داعش اکنون در شرایط بسیار سخت و وخیمی قرار دارد. طی ماه‌های گذشته نه تنها روند رو به رشد این گروه متوقف شده، بلکه شکست‌‌‌های سنگینی هم در این مدت متحمل شده است.
علاوه بر این، داعش بسیاری از رهبران و فرماندهان رده اول خود را از دست داده است. «ابومسلم ترکمانی»، «ابوعلاء العفری»، «حجی بکر» و «بیلاوی» و اخیراً گفته می‌شود «عمر الشیشانی» نیز کشته شده است.
 با این حال، شکست‌های نظامی در مقابل آنچه که باید آن را «شکست روانی» داعش نامید بسیار ناچیز است. آنچه داعش را از یک گروه شبه نظامی عادی ایدئولوژیک متمایز می‌کرد راهبردهای روانی بود که این گروه در مواجهه با مخالفانش در تصرف شهرها و مناطق مختلف به کار می‌بُرد. بر پایه میراث راهبرد «توحش» که از آموزه‌های «ابوبکر ناجی» برای داعشیان به یادگار ماند، این گروه توانست تصویری هولناک و وحشیانه از خود ارائه دهد که این تصور را ایجاد می‌کرد که هرکس بخواهد در مقابل آنها مقاومت کند عاقبتی غیر از مرگی دردناک در انتظارش نخواهد بود.
اکنون سؤال خود را بار دیگر مطرح می‌کنم، چرا داعش در حال شکست است؟ پاسخ مختصر آن است که دیگر آن فضای روانی برای پیشروی‌های داعش وجود ندارد. واقعیت اینکه شرایط نسبت به قبل فرق کرده است.
پیشروی‌های نیروهای بسیج مردمی عراق و پیشمرگه‌های کرد و دخالت نظامی امریکایی‌ها و اکنون حضور جدی روس‌ها در سوریه به شدت اوضاع را برای داعش سخت کرده است. بسیاری از جریان‌های سیاسی و گروه‌های مردمی به نقش خود در مقابله با این گروه واقف شده‌اند و مبارزه با داعش را در اولویت برنامه‌های کشورشان قرار داده‌اند.
قطعاً در این باره می‌توان بسیار صحبت کرد اما واقعیت آن است که اگر قرار باشد وضع برای داعش به همین منوال پیش برود سرنوشتی جز فروپاشی برایش نمی‌توان متصور بود.
تمام این مقدمه برای آن بود که این سؤال مطرح شود: به فرض که داعش فرو‌پاشید، آیا برای همیشه شاهد این خواهیم بود که آنها از صحنه معادلات منطقه محو خواهند شد؟
بسیاری دچار این توهم شده‌اند که با توافق منطقه‌ای و بین‌المللی که به وجود آمده، به زودی بازی داعش پایان خواهد پذیرفت.
رهبران داعش پیش از این سابقه چنین فروپاشی را در تحولات چند سال قبل عراق داشتند و البته خیلی زود در سال 2007 توانستند ساختار خود را بازسازی کنند. آن زمانی که همگان گمان می‌‌‌‌‌‌‌کردند القاعده عراق از هم پاشیده و آنها هیچ راهی جز فعالیت مخفیانه و عملیات‌های انتحاری ندارند آنها توانستند به چنین سطح و گستره‌ای از نفوذ و فعالیت برسند. عملکرد گروه‌های زیرمجموعه القاعده نشان می‌دهد که بعد از فروپاشی، راهی مناطق صحرایی شده و آنگونه که تاکنون در لیبی و مصر و عراق و یمن دیده می‌شود با کوچک‌ترین فرصت می‌توانند از خلأ سیاسی برای بازیابی دوباره خود استفاده کنند.

سلفی‌های جهادی از القاعده تا داعش، اکنون به صورت بی‌سابقه‌ای دایره نفوذ خود را در گستره‌‌ شمالی آفریقا گسترش داده‌اند و از هر گونه نارضایتی سیاسی و اجتماعی برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند. این همان روشی است که گروه داعش نیز توانسته به منظور سیطره بر مناطق مختلف به خوبی از آن بهره ببرد. واقعیت آن است که ظهور گروه‌هایی همانند داعش بیش از هر چیز، معلول شرایط سیاسی و اجتماعی است و راه‌حل‌های نظامی و امنیتی تنها در کوتاه‌مدت خواهد توانست در مواجهه با این گروه‌ها موفقیت‌آمیز باشد. برخورد «ریشه‌ای» با جریان‌های «سلفی جهادی» به یک دورنمای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی فراگیر نیازمند است که بتواند علاوه بر توجه به توسعه سیاسی، مانع از فراهم شدن بسترهای ایدئولوژیک مناسب برای سوءاستفاده چنین جریان‌های افراط‌گرایانه‌ای باشد.