تحولات جهان اسلام

اخبار خاورمیانه و پیگیری تحولات جهان اسلام

تحولات جهان اسلام

اخبار خاورمیانه و پیگیری تحولات جهان اسلام

تحولات جهان اسلام

ما بر آنیم تا از جبهه ی حق و در راستای حق و برای حق تلاش کنیم و نوری باشیم برای زدودن تاریکی افکار و روشنی بخش اذهان ...

۵۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «القاعده» ثبت شده است

۱۰
آذر

احمد موفق زیدان از معروف ترین چهره های رسانه ای شبکه الجزیره است.

شخصی که زمان حمله ایالات متحده به افغانستان به بن لادن موسس القاعده نزدیک بود و با او مصاحبه می کرد.

در خیزش داعش در عراق در کنار داعش ایستاد و در جنگ سوریه بارها حمایت خود از جبهة النصره را نشان داد.

این روزها در حالی که روند نبردهای سرنوشت ساز حلب و موصل به ضرر تروریستهای مورد حمایت قطر و سعودی پیش می رود، او نیز مانند دیگر خبرنگاران الجزیره و العربیه روزهای سختی را تجربه می کند.

تصویر پیرزن ناتوانی که در آغوش جوانی در حال جابجا شدن هست، تصویری است که اخیرا او به عنوان ذکر مصیبت برای مردم شرق حلب و احتمالا القای ظلم هایی که پس از خروج از شهر حلب قرار است توسط دولت و ارتش سوریه بر امثال او تحمیل شود، منتشر کرده.

بدون توجه به اینکه جوانی که پیرزن را حمل می کند، نه از اهالی شرق حلب بلکه صهیب مصری خبرنگار ارتش سوریه است.

تصویر اول:

صهیب مصری در حال کمک به پیرزنی که از شرق حلب خارج شده.

تصویر دوم:

موفق زیدان در کنار بن لادن و توییتی که در حمایت از عملیات انتحاری داعش در محله سیده زینب دمشق فرستاده و آنرا عملیات شهادت طلبانه خوانده بود.

۲۹
آبان

۲۹
آبان

ابوالافغان المصری از قضات شرعی سرشناس جبهة النصره (جفش) در حمله هوایی ائتلاف غرب در روستای سرمدا ریف ادلب به هلاکت رسید.

۰۸
آبان

می‌نویسند "ارتش آزاد سوریه" -ائتلاف جدید گروه‌های مسلح جهادی مورد حمایت ترکیه و آمریکا- در حال پیشروی به غرب حلب و تلاش برای شکستن محاصره‌ی حلب است.

می‌نویسند "مردم حلب" در محاصره‌ی ظالمانه‌ی ارتش سوریه قرار گرفته‌اند.

می‌نویسند "ارتش آزاد سوریه" به مواضع کردها حمله کرد.

اما از هویت اعضای این گروه‌ها چیزی نمی‌نویسند.

مشت نمونه‌ی خروار است.

در عملیات ‌"ارتش آزاد" برای پیشروی در غرب حلب ۴ نفر به عنوان پیشقراول و باز کردن مسیر دست به عملیات انتحاری زده‌اند.

دو ترک، یک سعودی و یک مصری...

این‌ها همان‌هایی هستند که هر روز به اسم "ارتش آزاد سوریه" مورد حمایت ترکیه به مواضع کردهای سوریه که در برابر داعش مبارزه می‌کنند، یورش می‌برند.

این‌ها همان "مردم سوریه"اند که اگر در پیشروی ارتش سوریه کشته شوند، رسانه‌های زیادی برایشان اشک می‌ریزند.

متن: احسان سلطانی.

ویدیو: عبدالله المحیسنی، قاضی شرعی القاعده شاخه سوریه در حال وعده دادن بهشت به انتحاری سعودی الاصل.

۰۷
آبان

عملیات اخیر عناصر داعش در کرکوک عراق بار دیگر تفاوت رویکردهای نظامی داعش با دیگر گروه های مسلح هم نوع خود را مطرح کرد. بسیاری معتقدند چنین رویکردی حاصل نوعی ابتکار عمل در ترکیب اسلوب نظامی چریکی گروه های سلفی جهادی و شیوه های نظامی بعثی عراق است. با این حال، واقعیت آن است که تاکتیک های داعش ماحصل یک تجربه تاریخی است که می توان آن را به سه دوره تقسیم کرد:
1⃣ دوره القاعده: در این دوره که به فعالیت های نظامی سازمان القاعده در زمان جنگ افغانستان مربوط است تاکتیک های نظامی القاعده عمدتا در عملیات های نظامی و حملات محدود خلاصه می شد. شاکله اصلی این عملیات ها نیز بر انجام حملات پراکنده انتحاری استوار بود.
چنین رویکردی همچنان تا زمانی که نیروهای القاعده توسط زرقاوی به عراق منتقل شدند ادامه یافت و نیروهای وی عراق را به جولانگاه حملات مرگبار انتحاری و استفاده از خودروهای بمبگذاری شده تبدیل کردند.
2⃣ تحول از سال 2006 و با روی کار آمدن ابوعمر البغدادی و تاسیس «دولت اسلامی عراق» از سوی القاعده روی داد. این دوره که با تشکیل گروه های سنی الصحوة ضد القاعده همراه بود با دور جدیدی از عملیات نظامی این گروه همراه شد که بیش از همه بر حملات توپخانه ای و خمپاره ای استوار بود. در این دوره درگیری هایی جدی بین نیروهای القاعده که بخش های محدودی از خاک عراق را تصرف کرده بودند با نیروهای الصحوة روی داد.
با این حال این رویکرد نظامی زیاد مورد استفاده قرار نگرفت و از اوایل 2009 و افزایش فشارها به القاعده عراق این گروه بار دیگر به ناچار استراتژی نوپای خود موسوم به «تصرف مکانی» را کنار گذاشت و به رویه دوره زرقاوی باز گشت و دور جدیدی از حملات مرگبار انتحاری و خودروهای بمبگذاری شده در شهرهای مختلف عراق به ویژه بغداد را آغاز کرد که البته بیش از گذشته مراکز دولتی همچون وزارت خارجه و دارایی عراق (آگوست 2009) را هدف قرار می داد.
3⃣ اما جرقه دوره سوم یعنی دوره خلافت 2014- از سال 2010 زده و با انتخاب ابوبکر بغدادی به عنوان امیر دولت اسلامی عراق زده می شود. این دوره همزمان می شود با خروج نیروهای آمریکایی از عراق و سپس حوادث بهار عربی. از این برهه، داعش استراتژی موسوم به «اعادة السیطرة» و "سیطره مکانی" را درپیش می گیرد.
شاخصه تحول عمده در این دوره ورود نیروهای نخبه نظامی ارتش بعثی عراق به ساختار نظامی القاعده عراق بود که از این پس داعش خوانده می شد. از جمله این فراد می توان به أبومسلم الترکمانى و أبوعلى الأنبارى وحجى بکر اشاره کرد. تاکتیک نظامی این برهه بر سه اصل پاکسازی و تصرف و تشکیل گروه های نظامی برای سیطره بر شهرهای استوار بود.
استفاده از تاکتیک های ایجاد رعب و وحشت از دیگر شیوه های نظامی بود که موجب تخلیه شهرها توسط نیروهای نظامی عراق بدون هرگونه مقاومت در مقابل نیروهای داعش بود که بر پایه نظریات راهبرد نظامی "إدارة التوحش" استوار بود.

📝 آنچه در کرکوک اتفاق افتاد شیوه خاصی از رویکرد منحصر به فرد داعش موسوم به «سلول های مخفی» است که هر زمان هر مکانی را با استفاده از گروه های انتحاری و حملات چریکی مورد هجوم و سپس سیطره مکانی قرار داده و تلاش می کند همواره فضایی از رعب و وحشت را در جبهه های مختلف زنده نگاه دارد.
.
نویسنده: محمد رضا عشوری
.

۱۳
مهر

این سامانه در حالی برای اولین بار در سوریه عملیاتی میشود که پس از شکست مذاکرات صلح و آتش بس توافق شده بین روسیه و آمریکا بر سر حلب ؛ تنش ها به بالاترین حد خود رسیده تا جایی که واشنگتن سخن از نقشه ی جایگزین برای حل مسئله سوریه دارد .

این تایپ از سامانه قابلیت شلیک دو نوع متفاوت از موشک را دارد ؛ نوع کوچک که برای هواپیماها و موشکهای کروز به کار میرود و نوع بزرگ تر که برای هدف قرار دادن موشکهای بالستیک میان برد و هواپیماهای جاسوسی و جمینگ استفاده میشود.

از آنجا که تروریستهای  حاضر در سوریه از هیچ گونه هواپیما و یا موشکهای بالستیک استفاده نمیکنند ؛ مشخصا ورود این سامانه به سوریه جهت افزایش امنیت و حفاظت روسیه دربرابرحملات احتمالی آمریکا و ناتو به سوریه است .البته در گذشته سامانه S400 نیز در سوریه مستقر شده بود .

در حال حاضر واشنگتن روسیه را مقصر شکست آتش بس میداند و دلایلی چون متعهد نبودن روسیه به توقف بمباران و یا متهم کردن روسیه به بمباران مشکوک کاروان UN در بیرون از شهر حلب را قسمتی از کارشکنیهای روسیه عنوان میکند ؛ این در حالی است که از سوی دیگر خود آمریکا تلاشی مبنی بر جداسازی مسلحین ارتش آزاد از تروریستهای وابسته به القاعده نکرده و در متقاعد کردن آنها برای فاصله گرفتن از جبهه النصره شکست خورده است و بیانیه های پی در پی مسلحین مبنی بر باقیماندن در کنار جبهه النصره نشان دهنده این موضوع میباشد .

پس از گذشت پنج سال از بحران سوریه بر همگان آشکار شده است که نیروی محرک اصلی و پیش برنده ی مخالفین در سوریه ؛ تروریستها و نیروهای به اصطلاح جهادی هستند وخود مخالفین از تحقق اهداف بزرگ عاجز اند و دلیل اصلی مسلحین مبنی بر باقی ماندن در کنار تروریست ها همین مورد است .

آتش بس های صورت گرفته در حلب نیز بیشتر جنبه ی کمک رسانی به قشر مخالف و ایجاد وقفه در روند عملیات ارتش سوریه و بازیابی توان از دست رفته مسلحین را داشته است .

نکته طنز و جالب توجه پیرامون آتش بس این است که در زمان حمله ی تروریستها به حلب و شکستن محاصره هیچ واکنش و یا عکس العملی از سوی آمریکا مشاهده نشد و پس از تکمیل مجدد محاصره و پیشرویهای ارتش در مناطق شرقی حلب به یکباره این نبرد از دید غرب تبدیل به نبردی مذهبی و کشتار جمعی شد !

استفاده ابزاری و پروکسی وار از تروریستها (و نه مسلحین به اصطلاح میانه رو) از سوی غرب در سوریه یکی از مشمئز کننده ترین سیاستهای آنها در طول سالیان اخیر در خاورمیانه است .

نکته ای که در شرق حلب نباید نادیده گرفته شود مسئله وجود غیرنظامیان است و دانستن این موضوع که همه مردم شرق حلب با تروریستها نیستند .

در حال حاضر حدود 250 هزار نفر در شرق حلب هستند ؛ در خوشبینانه ترین حالت پنجاه هزار نفر از این مردم جزء خانواده مسلحین بوده و باقی بعنوان مردم عادی محسوب میشوند . در فرصت آتش بس ایجاد شده از مردم خواسته شد تا از مناطق شرقی حلب خارج شوند ولی با فشار جبهه النصره این امر محقق نشد و در واقع تروریستها از این مردم بعنوان سپر انسانی خود استفاده کردند و میکنند .

در چنین شرایطی وقتی در دو طرف ماجرا دو قدرت بزرگ و اصولا غیردین مدار مذاکره  وعمل میکنند ؛ این غیرنظامیان هستند که بیشترین خسارات را متحمل میشوند .

مردم شرق حلب مردمی هستند که زیر سیطره و سلطه ی ارتش آزادند ؛ و خود ارتش آزاد زیر سیطره و سلطه ی جبهه النصره و القاعده است .

تقسیم تروریستها به تروریست خوب و بد و کمک آمریکا به القاعده در سوریه بعنوان تروریست خوب در نهایت بصورت سلسله وار مردم غیرنظامی در حلب و سوریه را مورد هدف قرار میدهد .

۱۱
مهر

من به ارتش ملحق نشدم که برای القاعده در جنگ داخلی سوریه بجنگم!

۲۹
شهریور

با بررسی تحولات سوریه و نگاه اجمالی به روند آن ، نقش کلیدی و مهم القاعده در سوریه غیر قابل انکار است و اگر این گروه را موثر و جریان ساز اصلی در مسائل سوریه بنامیم ؛ سخن به گزاف نگفته ایم .

سازمان تروریستی القاعده در گستره ی وسیعی از خاورمیانه در مناطقی همچون افغانستان ، پاکستان ، شمال آفریقا ، یمن ، سوریه و ... حضوری فعال و موثر دارد و ضمن برخوداری از استقلال در فرماندهی و ابتکار عمل ،سالهاست به اصل فرمانبرداری عقیدتی از رهبری واحد یعنی ایمن الظواهری پایبند است و کارشناسان این امر را کلید اصلی پایداری القاعده در منطقه معرفی میکنند . به بیان دیگر هر یک از شاخه های این گروه تروریستی ضمن حفظ استقلال عمل سعی میکنند خود را با شرایط منطقه تطبیق دهند و با همراه کردن مردم تبدیل به جزء جدایی ناپذیر آن منطقه شوند .

بصورت  کلی راهبرد القاعده در منطقه راهبردی گام به گام است و این راهبرد در سوریه با گروه جبهه النصره به بهترین شکل خود نمایان شد .

جبهه النصره شاخه رسمی سازمان تروریستی القاعده در کشور سوریه فعالیت خود را بر مبنای تفکری جهادی سلفی از ابتدای سال 2012 با رهبری ابومحمد الجولانی آغاز کرد.

ابومحمد الجولانی روابط نزدیکی با ابومصعب الزرقاوی رهبر القاعده در عراق و ابوبکر البغدادی رهبر داعش داشت ، وی در سالهای اشغال عراق توسط نظامیان آمریکایی در کنار دیگر افراد سلفی جهادی به مبارزه پرداخت و مراحل پیشرفت در رتبه فرماندهی را بسرعت پشت سر گذاشت .

نشنال در این مورد مینویسد:

او طی سالها به طور متناوب توسط دستگاه های امنیتی دستگیر و در آخرین دستگیری در عراق تحویل مقامات امنیتی سوریه شد . وی در زندان صیدنایا دوران محکومیت خود را سپری میکرد و در سال 2011 با دستور عفو جمعی بشار اسد در راستای طرح آشتی ملی از زندان آزاد شد .وی پس از آزادی خود را به رهبر داعش یعنی ابوبکر البغدادی که از دوستان قدیمی او بود رساند و با حمایت رهبر داعش گروه جبهه النصره را تاسیس کرد .

لازم به ذکر است در ماه های ابتدایی سال 2013 و پس از اختلافات بوجود آمده با رهبر داعش مبنی بر ورود داعش به سوریه ، جولانی با ایمن الظواهری رهبر القاعده بیعت کرد و به این ترتیب جبهه النصره بعنوان شاخه رسمی القاعده در کشور سوریه برگزیده شد . این ماجرا باعث جدایی داعش و جبهه النصره از یکدیگر و آغاز درگیریها و نزاع خونین بین طرفداران دو گروه شد .

جبهه النصره از تروریستهای خارجی فراوانی در بدنه ی مدیریتی و فرماندهی خود استفاده میکند و رابطه بسیار نزدیک و تنگاتنگ با دیگر تروریستهای خارجی که تحت عنوان جهاد وارد سوریه شده اند دارد . در واقع جبهه النصره هماهنگ کننده گروه های تروریستی خارجی در کشور سوریه است .

در جولای سال 2016 (مرداد 95) ابو محمد الجولانی طی بیانیه ای تصویری برای اولین بار در برابر دوربین ها ظاهر شد و جدایی جبهه النصره از سازمان القاعده و تاسیس گروهی جدید با نام " جبهه فتح الشام " را اعلام کرد .

تلگراف در سایت خود نوشت :

تصاویر پخش شده از شبکه خبری الجزیره درحالی صورت گرفت که در روزهای گذشته زمزمه جدایی جبهه النصره در شبکه های مجازی شدت فراوانی گرفته بود . ابومحمد الجولانی با قرار گرفتن در جلوی دوربین از تغییر نام جبهه النصره به جبهه فتح الشام سخن گفت و اعلام کرد دیگر زیر پرچم النصره مبارزه نمیکند و از فرماندهان القاعده در ارتباط با همکاری و درک متقابل تشکر کرد .وی اطمینان داد گروه جدید تمام ارتباطات خود با افراد خارجی را قطع کرده است .

هرچند که اعلام رسمی جدایی از القاعده با تایید ایمن الظواهری رهبر این سازمان صورت گرفت و طبق ادعای جولانی تمامی راوبط این سازمان با القاعده قطع شده است اما بر کسی پوشیده نیست که این تغییر نام و قطع رابطه حرکتی رو به جلو در جهت مشروعیت بخشی به این گروه تروریستی و خارج شدن آن از زیر فشارهای بین المللی صورت گرفته است؛ به امید آنکه شاید در مذاکرات صلح سوریه جایگاهی برای این گروه جهادی سلفی در نظر گرفته شود .

از سال 2015 و پس از ورود نیروی هوایی روسیه به آسمان سوریه ، فشارهای زیادی بروی جبهه النصره قرار گرفت .نیروهای جبهه النصره در عملیات های گروههای تحت حمایت غرب مانند ارتش آزاد ، سهم اصلی حملات به مواضع ارتش سوریه را بردوش میکشند و هدف قرار دادن آنها خسارات زیادی به دیگر گروه ها وارد آورد ؛ از این رو یکی دیگر از علل تغییر نام همین مورد است.

گاردین در این مورد مینویسد :

احمد حسن ابوالخیر معاون ایمن الظواهری رهبر القاعده با انتشار پیامی صوتی گفت "ما این اجازه را به جبهه النصره میدهیم تا تصمیم دلخواه خود را اتخاذ کنند و هر آنچه که به صلاح اسلام و مسلمین است انجام دهند و از جهاد مردم سوریه دفاع کنند ."

آمریکا و روسیه نیز اعلام کردند دلیلی برای تغییر سیاست خود در قبال این گروه تروریستی نداریم و تغییر نام این گروه تغییری در نگاه ما به آنها ایجاد نکرده است و تصمیمات بر اساس عملکرد ، هدف و ایدئولوژی آنها گرفته خواهد شد. با این حال جبهه فتح الشام هنوز بعنوان یک گروه تروریستی شناخته میشود و تغییر نام آن تغییری در ماهیت این گروه جهادی سلفی ایجاد نکرده است .

ذکر این نکته لازم است که جولانی علیرغم اعلام جدایی از القاعده هنوز بصورت رسمی با الظواهری فک بعیت نکرده و این موضوع در محافل سلفی بعنوان یک اشارت محسوب میشود و نشان از اهداف بلند مدت القاعده دارد . بصورت کلی القاعده به گونه ای سازماندهی شده است که یک تغییر نام و یا تغییر در درجات فرماندهی تاثیری بر آینده آن نخواهد داشت . علت اصلی نگرانی غرب در موضوع القاعده همین مورد است . القاعده به کمک آمریکا جهت مبارزه و جلوگیری از نفوذ شوری سابق در کشور افغانستان راه اندازی شد . هرچند که در کوتاه مدت اهداف تعیین شده ی آمریکا محقق شد اما با گذشت زمان و ریشه دواندن تفکر سلفیت و القاعده گری در بافت ضعیف و رنج کشیده ی منطقه اثرات مخرب آن رفته رفته نمایان شد تا حدی که در سپتامبر 2011 حادثه ی برج های دوقلوی نیویورک را رقم زد .

اما اینبار القاعده در سوریه تولدی دیگر و به اذعان کارشناسان ظهوری قوی تر داشته است و کنترل کردن آن امری دشوار محسوب میشود و هر لحظه امکان دارد اثرات آن نه در آمریکا بلکه در جایی نزدیک تر یعنی اروپا ظاهر شود . القاعده ای که در سوریه با نام هایی همچون جبهه النصره ، جبهه فتح الشام و .... فعالیت میکند ؛ با داشتن تجربیاتی مانند تجربه ی القاعده در افغانستان و عراق ، یمن و چچن و مردانی که در گستره ی وسیعی از منطقه سالها به نبرد پرداخته اند و حالا در سوریه با گردهم آوردن تمام این تجربیات در تعاملی عالی با دیگر گروه ها به سر میبرند ؛ به مراتب خطرناک تر از القاعده سنتی در پاکستان و افغانستان است .

و مطمئنا ایمن الظواهری هنگامی که بر جدایی جبهه النصره از القاعده رای مثبت داد بر این موضوع آگاهی داشته است . جبهه فتح الشام در سوریه تنها گامی جدید از القاعده در راستای مدیریت نوین این سازمان در جهان است .

میرزا

۲۳
شهریور

سازمان القاعده تا پیش از شکل‌گیری داعش رقیبی جدی در میان جریان‌های سلفی نداشت. با ظهور غیرقابل پیش‌بینی داعش، القاعده در وضعیت بسیار بحرانی و سختی قرار گرفت. داعش از یک سو توانست بخش قابل توجهی از عناصر القاعده را جذب خود کند و از سوی دیگر سال‌‌‌ها انحصار القاعده در نمایندگی جریان سلفی را به چالش کشید در نهایت با اعلان «دولت خلافت» یک گام از رقیب سنتی‌اش پیشی گرفت.

همزمان با رویکرد بسیار تند و متوحشانه رهبران داعش برای پیشبرد اهداف توسعه‌طلبانه خود، بسیاری بر این عقیده بودند که القاعده نیز برای عقب نماندن از این قافله رویکرد داعش را در پیش خواهد گرفت. با این حال ایمن الظواهری نه تنها چنین مسیری را انتخاب نکرد بلکه تلاش کرد چهره‌ای متفاوت و آلترناتیو نسبت به داعش از گروهش نشان دهد.  در سوریه وقتی ائتلاف موسوم به «جیش الفتح» با محوریت جبهه النصره در آوریل 2015 تشکیل شد ابومحمد الجولانی، فرمانده النصره تلاش کرد که نشان دهد برخلاف رقیب داعشی‌اش می‌تواند با دیگر گروه‌های معارض هم‌‌‌پیمان شود و با آنها تعامل داشته باشد.  هرچند امروز زیرمجموعه‌های القاعده در کشورهای مختلف از استقلال عمل برخوردارند، با این حال واقعیت آن است که شواهدی مبنی بر طغیان این گروه‌ها از رهبری مرکزی ایمن الظواهری وجود ندارد؛ مسئله‌ای که به وضوح در رقابت شاخه‌های القاعده در شمال آفریقا با هم پیمانان داعش در این منطقه قابل مشاهده است.

با این حال اعلام جدایی گروه النصره در سوریه از سازمان القاعده و تغییر نام این گروه به «جبهه فتح الشام» یک نقطه تحول در تاریخ القاعده به شمار می‌رود. آنگونه که جولانی در سخنانش اعلام کرد این رویکرد به معنای «پایان وابستگی النصره به جریان‌های خارج از سوریه» است. این مسئله احتمالاً راهبرد جدید القاعده برای سال‌های آینده را نشان می‌دهد. البته جولانی مشخص نکرد که واقعاً قرار است با فرماندهان بلندپایه القاعده به ویژه فرماندهان غیرسوری که در جبهه تازه تأسیس «فتح الشام» فعال‌‌‌‌‌اند چگونه تعامل کند. علاوه بر این، هنوز برای محافل سلفی این سؤال مطرح است که چرا جولانی نسبت به «فک بیعت» خود از ظواهری اقدامی نکرده و آیا واقعاً هنوز وی به سازمان مرکزی وفادار است یا نه. عبدالله المحیسنی از رهبران شرعی فتح الشام گفته است که بسیاری از گروه‌های معارض سوری از همکاری با النصره به دلیل بدنامی وابستگی‌اش به القاعده خودداری می‌کردند و از این رو رهبری مرکزی القاعده در اقدامی «مصلحتی» تصمیم گرفت زیرمجموعه سوری‌اش از القاعده، اعلام جدایی کند.

بنا بر این بر خلاف بسیاری از تحلیلگران اگر از نگاه راهبرد جدید به قضیه بنگریم، القاعده امروز در مرحله‌ای سرنوشت‌ساز از رویکرد گام به گام توسعه منطقه‌ای قرار گرفته است. القاعده پس از یک دوره سکوت و انفعال اکنون در بسیاری از کشورها شاخه‌هایی مستقل و فعال دارد. در افغانستان نیز طالبان 15  سال پس از سرنگونی بار دیگر سربرآورده و با سیطره بر مناطقی از افغانستان دولت این کشور را به چالشی جدی کشیده است.  اما داعش به گفته بسیاری از تحلیلگران حوزه گروه‌های سلفی نخواهد توانست همانند گذشته به مسیر خود ادامه دهد. گروهی که توانست بر اساس رویکردی طائفه‌ای و ضدشیعی در مدتی بسیار کوتاه بر بخش قابل توجهی از عراق و سوریه تسلط یابد امروز در موضعی تدافعی قرار گرفته و به نظر نمی‌رسد که بتواند بیش از این از  گفتمان طائفه‌ای برای پیشبرد اهدافش استفاده کند. اگر رهبران داعش قرار باشد همچنان راهبرد خود را با محوریت گفتمان طایفه‌ای دنبال کنند قطعاً چنین گفتمانی در خارج از محدوده عراق و شام نخواهد توانست حرفی برای گفتن داشته باشد.
امروز رهبران داعش از یک بحران مشروعیت جدی رنج می‌برند. بسیاری از مفتیان جریان سلفی جهادی حاضر به بیعت و تأیید این گروه و رفتارهای تندروانه داعش نیستند.  واقعیت آن است که گروه‌های هم‌پیمان داعش در کشورهای مختلف، از قبیل ولایت سینا در مصر و بوکوحرام در نیجریه، اصالتی القاعده‌ای دارند. واضح است که داعش در صورت فروپاشی در عراق و سوریه به سوی غرب و مناطق شمالی آفریقا مهاجرت خواهد کرد و به ناچار استراتژی «ولایات پراکنده» را پی خواهد گرفت اما به نظر می‌رسد با این فروپاشی این ولایات ترجیح خواهند داد بار دیگر خود را در سبد القاعده تعریف کنند.  رهبران القاعده در این مدت توانستند جامعه جهانی را به این سو جلب کنند که امروز داعش تهدید اول دنیاست و به این ترتیب با فراغ بال بیشتری به یارگیری‌های خود در سوریه، یمن، مصر و پهنه وسیعی از شمال آفریقا و حتی شبه قاره هند پرداختند. القاعده با رویکرد عملگرایانه‌تری که نسبت به رقیب خود دارد تعامل خود با طرف‌های منطقه‌ای را حفظ کرد و توانست حمایت قدرت‌های منطقه‌ای را به مثابه جایگزینی کم خطرتر از داعش جلب کند.  جریان‌های سلفی نزدیک به القاعده، به ویژه در کشورهای بازمانده از بهار عربی گفتمان فراگیرتری از داعش ارائه داده‌اند و توانسته‌اند با بهره‌برداری از میراث سرکوب جریان‌های اسلام سیاسی و اخوانی، راهبرد بلندمدتی را برای برای آینده ترسیم کنند و زنگ خطری جدی را برای دولت‌های منطقه به صدا درآورند.
محمدرضا عشوری

۰۹
مرداد

چند روز قبل از اعلام جدایی رسمی جبهه النصره از القاعده ، لوگوی گروه جند الاقصی به وضوح در موسسه السحاب رسانه القاعده به نمایش در آمد .
لازم به ذکر هست که موسسه السحاب به جز جبهه النصره که زیرمجموعه القاعده بود ، لوگوی هیچ  گروه دیگری را نشان نمیداد .
در مورد ماهیت جند الاقصی و خط فکری آنها همواره بحث های فراوانی وجود داشت و دارد؛
جند الاقصی توسط ابو عبدالعزیز القطری بنیان نهاده شد و یکی از زیرشاخه های جبهه النصره محسوب میشد ، این گروه که بیشتر نیروهای آن از مهاجرین غیر سوری و بویژه عراقی ها تشکیل شده ؛ پس از اختلافات پیش آمده با جبهه النصره وجولانی از جبهه النصره جدا شد و بصورت مستقل آغاز به فعالیت کرد .
تشتت و گوناگونی عقاید در جند الاقصی فراوان است ، بطوریکه عده ای طرفدار القاعده و عده ای دیگر طرفدار داعش هستند اما برآیند اعمال و رفتار جند الاقصی و آنچه که از تصمیم های این گروه نمایان است ، نقش میانه روی این گروه و یا شاید معلق بودن آن است .
به گونه ای که بعنوان یک حائل بین داعش و القاعده محسوب میشود .
جندالاقصی از یک سو با جبهه النصره همکاری میکند و از سوی دیگر با داعش دشمنی ندارد و حاضر به حمله به داعش نیست و حتی در پاره ای از اوقات با داعش همکاری نیز میکند.

اما سوال اصلی اینجاست :
آیا القاعده با نشان دادن لوگوی جند الاقصی بعد از جدایی جبهه النصره از القاعده ، قصد اعتبار بخشیدن به این گروه از طرف خود و دادن آدرس به مهاجران غیر سوری جبهه النصره و دیگر گروه های جهادی جهت پیوستن به جند الاقصی را دارد ؟
مطمئنا جبهه النصره و القاعده نگران سرنوشت نیروهای مهاجر غیر سوری خود و پیوستن احتمالی آنها به گروه رقیب یعنی داعش است .

۰۷
مرداد

سرانجام این مرد مرموز نقاب از چهره برداشت و بصورت رسمی جدایی  خود از القاعده را اعلام کرد .

در پست های بعدی به سخنان جولانی خواهیم پرداخت ولی ابتدا توجه شما رو به چند نکته از تصویری که از وی منتشر شده جلب میکنم .

نکاتی که بین طرفداران القاعده بسیار صدا کرده است .

- مهمترین نکته انتخاب عمامه سفید هست که حتما باید پیام خاصی داشته باشه

- انتخاب لقب الفاتح که در گذشته فقط به سلطان محمد فاتح داده شده بود ؛ وی فاتح قسطنطنیه بود

- انتخاب عمامه سفید و لباس نظامی یادآور تیپ بن لادن هست

- سبک بستن عمامه رهبران طالبان هست

و دیگر نکات جالب

- بک گراند کاملا روشن و متمایل به آبی و ملو با چهره لبخند

- صندلی پشتش جولانی ظاهرا همون صندلی مصاحبه الجزیره هست

۰۷
مرداد

💢احمد حسون ابو الخیر معاون ایمن الظواهری(رهبر القاعده) ساعاتی پیش از منارة البیضاء ، رسانه ی رسمی جبهه النصره بیانیه ای را منتشر کرد که در آن به جبهه النصره جهت جدا شدن از القاعده چراغ سبز نشان داد ..
در روزهای اخیر و پس از پیشروی های ارتش برای تکمیل محاصره زمزمه ی این جدایی بیشتر بر سر زبان ها افتاد تا اینکه امروز این موضوع توسط القاعده بصورت رسمی بیان شد .

در این راستا تحلیل برادر ارجمندم آقای مسروری را مطالعه بفرمایید :

🔺القاعده رسما اعلام کرد، جبهه النصره می تواند نسبت به جدایی خود از شاخه اصلی القاعده تصمیم بگیرد. این درشرایطی است که حلب در محاصره کامل قرار گرفته و این یعنی نجات النصره از اتهام همکاری با القاعده و توسل آمریکا مبنی بر ورود به قضیه حلب برای یاری اتاق عملیات جیش الفتح ( القاعده - النصره-، نورالدین زنکی، ارتش آزاد و..)
🔺با محاصره حلب تجزیه سوریه به نوعی از بین رفت و دیگر بایستی منتظر تغییر اوضاع سیاسی به نفع بشار اسد و دولت سوریه بود. تصمیم القاعده نسبت به استقلال النصره می تواند نوعی این گروه را در وضعیت طالبان قرار دهد که « تروریسم خوب، تروریسم بد» بخشی از آن است و رسما مانند طالبان به عنوان یک بازیگر سیاسی توسط گروه های مختلف شناخته شود. به عبارت دیگر با این تصمیم النصره می تواند قدرت چانه زنی خود را در مجامع سیاسی افزایش دهد.

🔺طبق اخبار رسمی در گذشته ( دوبار) دولت جعلی صهیونیستی به حمایت از القاعده -النصره- پرداخت و بیش از 1000 نفر از افراد تحت نظر این گروه در بیمارستان های مناطق اشغالی درمان شده اند که با اعتراض دروزی های ساکن مناطق اشغالی نیز همراه بود.

🔺اگر النصره رسما اعلام جدایی خود را از القاعده اعلام کند، محتمل است اردوگاه رسانه ای ائتلاف آمریکا برای ورود به حلب فضا سازی کنند و به عنوان دفاع از شهروندان غیر نظامی، مناطق ارتش و گروه های همپیمان را بمب باران یا مورد تجاوز قرار دهد .
اندیشکده مطالعات جهان اسلام

۰۴
مرداد

شهادت سه کودک یمنی براثر حمله جنگنده های سعودی به منزل دوتن از شهروندان شهر جعار استان ابین


این حملات به بهانه ی حضور القاعده در این منطقه صورت گرفته
البته مردم منطقه ضمن برپایی راهپیمایی اعتراضی خواستار تشکیل کمیته ای برای تحقیق درباره ی این حادثه شدند .

البته این اولین باری نیست که هواپیماهای آل سعود شهروندان را مورد حمله قرار میدهند اما اغلب این حملات تا کنون در مناطق تحت کنترل انصار الله بوده و این از معدود حملات آنها در شهرهایی است که القاعده در آن رفت آمد دارد .


رفت و آمد و استقرار آزادانه ی داعش در مناطق تحت کنترل منصور هادی


همچنین یک فرمانده ی نظامی سابق در شهر لاودر به خبر نگار یمن الیوم گفته که حدود هفتاد تن از شبه نظامیان داعش از پایگاه خود در کوههای تاران خارج و در مناطق مختلف این شهر مستقر شده اند .
علاوه بر آن امام جماعت یک مسجد در این شهر که قصد داشت جوانان این شهر را علیه انصار الله بشوراند ،بعد از استفاده از جمله ی (روافض الحوثی)توسط این جوانان از منبر پایین کشیده شد ،
قابل ذکر است با وجودیکه شهر لاودر در شمال استان ابین در کنترل نیروهای هادی قرار دارد گویا انصار الله هوارداران زیادی در این شهر دارد و در حال حضر نیروهایش تا دروازه های شمالی این شهر پیشروی کردند ،ومناطق کوهستانی مشرف به شهر را در اختیار دارند .

۳۱
تیر

۰۸
تیر

وی بارها مورد اصابت نیروی هوایی سوریه و روسیه قرار گرفته اما هر بار جان سالم بدر برده.

۱۲
خرداد

همانطور که در گذشته گفتیم مدیریت المنصوره واقع در حومه ی شرقی عدن علی رغم اینکه طی ماههای گذشته با بمباران شدید آپاچی های سعودی و به کار گیری سلاح سنگین تسط نیروهای هادی از کنترل القاعده خارج شد اما به دلیل بافت مذهبی و تفکرات سلفی اهالی همچنان القاعده در آن فعال است .
بنابراین طی روزهای گذشته مردم منطقه که از قطع برق ناراضی بودند ،اقدام به اعتراض گسترده و آتش زدن خودرو ها در خیابان کرده و راه ارتباطی منصوره به بریقه را بر روی خودرو های عبوری بستند.
سایت  الوسط ضمن  پوشش این خبر تاکید کرد عدن به شهری بی قانون تبدیل شده که از هر سوی آن رفتار های قلدر مابانه و...از طرف افراد سر میزند در حالی که مردم در شرایط سختی مثل کمبود برق و منابع سو ختی مواجه اند.

۱۱
خرداد

نقشه با کیفیت (1.5 مگ) : http://www.mediafire.com/convkey/5951/l9chn3byqd44quqzg.jpg

" چند نکته در مورد نقشه :

منطقه بنی ضبیان واقع در استان صنعا ؛

بنی ضبیان در حال حاضر با انصارالله در صلح به سر میبرند ولی به سمت هادی تمایل دارند . این تمایل به هادی رو میتوان در سابقه ی بنی ضبیان دید ؛ در نبردهای سال گذشته منطقه ی صرواح از عبور نیروها و تجهیزات انصارالله به سمت صرواح جلوگیری کردند .

بنابراین منطقه بنی ضبیان با هاشور قرمز کمرنگ مشخص شده است .

عسیلان در استان شبوه ؛
تحرکات انصارالله در این منطقه پررنگ هست ولی با توجه به بافت منطقه و وضعیت خاص جغرافیایی ، بیشتر محل رفت و امد انصارالله بوده و حضور انصارالله در عسیلان بعلت روابط نزدیک قبایل این منطقه با انصارالله هست و نمیشه این منطقه رو پایگاه اصلی انصارالله بحساب آورد ؛ از طرف دیگر نیروهای هادی هم به منطقه ورود پیدا نمیکنند .
بنابراین منطقه عسیلان با هاشور سبز مشخص شده است .

مناطق القاعده ؛

مدت هاست که خطوط انصارالله و نیروهای هادی تغییر خاصی نکرده ولی مناطق تحت نفوذ و سیطره القاعده در یمن طی ماه های اخیر بصورت مداوم در حال تغییر بوده و از طرفی دیگر همکاری نیروهای ائتلاف با القاعده در بعضی از مناطق یمن بر پیچیدگی و دشواری مشخص کردن یک حوزه ی مشخص برای القاعده افزوده است .

از این رو مشخص کردن مناطق القاعده در یمن بصورت کامل و دقیق ، تقریبا غیر ممکن هست ؛ بنابراین با توجه به حوزه ی نفوذ القاعده و شدت آن به ترتیت این مناطق با سیاه ، هاشور سیاه برجسته (bold) و هاشور سیاه کم رنگ مشخص شده است .

توجه داشته باشید ، القاعده بصورت گسترده در نوار ساحلی جنوب در رفت و آمد میباشد . "

"توصیه میکنم حتما نقشه ی با کیفیت را ببینید . "

۲۸
فروردين

نویسنده : محمدرضا عشوری‌مقدم

خلاصه: شواهد و قرائن حاکی از آن است که گروه داعش اکنون در شرایط بسیار سخت و وخیمی قرار دارد. طی ماه‌های گذشته نه تنها روند رو به رشد این گروه متوقف شده، بلکه شکست‌‌‌های سنگینی هم در این مدت متحمل شده است.
علاوه بر این، داعش بسیاری از رهبران و فرماندهان رده اول خود را از دست داده است. «ابومسلم ترکمانی»، «ابوعلاء العفری»، «حجی بکر» و «بیلاوی» و اخیراً گفته می‌شود «عمر الشیشانی» نیز کشته شده است.
 با این حال، شکست‌های نظامی در مقابل آنچه که باید آن را «شکست روانی» داعش نامید بسیار ناچیز است. آنچه داعش را از یک گروه شبه نظامی عادی ایدئولوژیک متمایز می‌کرد راهبردهای روانی بود که این گروه در مواجهه با مخالفانش در تصرف شهرها و مناطق مختلف به کار می‌بُرد. بر پایه میراث راهبرد «توحش» که از آموزه‌های «ابوبکر ناجی» برای داعشیان به یادگار ماند، این گروه توانست تصویری هولناک و وحشیانه از خود ارائه دهد که این تصور را ایجاد می‌کرد که هرکس بخواهد در مقابل آنها مقاومت کند عاقبتی غیر از مرگی دردناک در انتظارش نخواهد بود.
اکنون سؤال خود را بار دیگر مطرح می‌کنم، چرا داعش در حال شکست است؟ پاسخ مختصر آن است که دیگر آن فضای روانی برای پیشروی‌های داعش وجود ندارد. واقعیت اینکه شرایط نسبت به قبل فرق کرده است.
پیشروی‌های نیروهای بسیج مردمی عراق و پیشمرگه‌های کرد و دخالت نظامی امریکایی‌ها و اکنون حضور جدی روس‌ها در سوریه به شدت اوضاع را برای داعش سخت کرده است. بسیاری از جریان‌های سیاسی و گروه‌های مردمی به نقش خود در مقابله با این گروه واقف شده‌اند و مبارزه با داعش را در اولویت برنامه‌های کشورشان قرار داده‌اند.
قطعاً در این باره می‌توان بسیار صحبت کرد اما واقعیت آن است که اگر قرار باشد وضع برای داعش به همین منوال پیش برود سرنوشتی جز فروپاشی برایش نمی‌توان متصور بود.
تمام این مقدمه برای آن بود که این سؤال مطرح شود: به فرض که داعش فرو‌پاشید، آیا برای همیشه شاهد این خواهیم بود که آنها از صحنه معادلات منطقه محو خواهند شد؟
بسیاری دچار این توهم شده‌اند که با توافق منطقه‌ای و بین‌المللی که به وجود آمده، به زودی بازی داعش پایان خواهد پذیرفت.
رهبران داعش پیش از این سابقه چنین فروپاشی را در تحولات چند سال قبل عراق داشتند و البته خیلی زود در سال 2007 توانستند ساختار خود را بازسازی کنند. آن زمانی که همگان گمان می‌‌‌‌‌‌‌کردند القاعده عراق از هم پاشیده و آنها هیچ راهی جز فعالیت مخفیانه و عملیات‌های انتحاری ندارند آنها توانستند به چنین سطح و گستره‌ای از نفوذ و فعالیت برسند. عملکرد گروه‌های زیرمجموعه القاعده نشان می‌دهد که بعد از فروپاشی، راهی مناطق صحرایی شده و آنگونه که تاکنون در لیبی و مصر و عراق و یمن دیده می‌شود با کوچک‌ترین فرصت می‌توانند از خلأ سیاسی برای بازیابی دوباره خود استفاده کنند.

سلفی‌های جهادی از القاعده تا داعش، اکنون به صورت بی‌سابقه‌ای دایره نفوذ خود را در گستره‌‌ شمالی آفریقا گسترش داده‌اند و از هر گونه نارضایتی سیاسی و اجتماعی برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند. این همان روشی است که گروه داعش نیز توانسته به منظور سیطره بر مناطق مختلف به خوبی از آن بهره ببرد. واقعیت آن است که ظهور گروه‌هایی همانند داعش بیش از هر چیز، معلول شرایط سیاسی و اجتماعی است و راه‌حل‌های نظامی و امنیتی تنها در کوتاه‌مدت خواهد توانست در مواجهه با این گروه‌ها موفقیت‌آمیز باشد. برخورد «ریشه‌ای» با جریان‌های «سلفی جهادی» به یک دورنمای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی فراگیر نیازمند است که بتواند علاوه بر توجه به توسعه سیاسی، مانع از فراهم شدن بسترهای ایدئولوژیک مناسب برای سوءاستفاده چنین جریان‌های افراط‌گرایانه‌ای باشد.

۱۰
فروردين

بارها پستهایی در مورد همکاری نیروهای هادی و القاعده در یمن منتشر کردیم. این همکاری بخصوص در شهر تقریبا محاصره شده تعز بسیار آشکارتر و صمیمانه تره.
هرچند هادی و سخنگوهاش بارها اعلام کردن که با القاعده همکاری نمیکنن ولی موقعیت نیروهای هادی و انصارالله در تعز به صورتیه که به هیچ وجه امکان تغذیه مستقل القاعده وجود نداره و البته از سلاحها و مناطق درگیری کاملا مشخصه که وظیفه تامین نیروهای القاعده به عهده نیروهای هادی است.
.
هیچ کدام از این شواهد منجر به اعتراض کشورهای جهان خواهد شد؟!

آیا آمریکا که زخم خورده 11 سپتامبره (القاعده یمن مسئولیت حوادث تروریستی 11 سپتامبر رو پذیرفت) هیچگونه اقدامی ضد هادی یا عربستان انجام میده؟!
مطمئنا روزی شاهد آرام گرفتن اوضاع یمن خواهیم بود؛ بد به حال کشورهایی که محل جولان القاعده و سلاح های روز جهان خواهند بود.

۲۶
اسفند

1) امارات اعلام کرده صبح دوشنبه یک فروند هلی کوپتر آپاچی در منطقه البریقة عدن در حین انجام عملیات علیه القاعده سقوط کرده است . دو خلبان این هلی کوپتر کشته شده اند.
2) صالح الصماد رئیس شورای سیاسی انصارالله در یادداشتی در فیسبوک، به تفاهمات اولیه و تبادل اسرا در مرز صعده با عربستان اشاره کرده است. الصماد گفته شاید این تفاهمات به پایان جنگ منتهی شود .
3) درگیری های شدید در منطقه فرضة نهم ادامه دارد. مقاومت نیروهای انصارالله و ارتش سبب شده تا نیروهای هادی در چند کیلومتری سه راهی مفرق أرحب درجا بزنند. انصارالله حتی برخی از مناطق را که هفته گذشته سقوط کرده بود دوباره پس گرفته است.
4) نیروهای امنیتی عدن وارد محله های المنصوره شده و با شبه نظامیان القاعده درگیر هستند.
5) نیروهای هادی در تعز پیشروی می کنند.
6) نیروهای انصارالله در جمع آوری مینهایی که قبلا در مناطق و جاده‌های مرزی کاشته اند با نیروهای ارتش سعودی همکاری می کنند .
7) محموله 220 تنی مواد غذایی، خرما، دارو و لوازم پزشکی از عربستان وارد استان صعده شده است.
http://alyamani.blogfa.com/post-607.aspx
پیربداغی

۱۶
اسفند

محمدرضا عشوری‌مقدم، کارشناس و پژوهشگر مسائل گروه‌های اسلامی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: بسیاری از پژوهشگران حوزه گروه‌های سلفی جهادی، جماعت مرابطون را نسخه جدید القاعده مصر می‌دانند.اعلان فعالیت این گروه با انتشار کلیپی ویدئویی در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۵ صورت گرفت.

نویسنده: محمدرضا عشوری مقدم، کارشناس و پژوهشگر مسائل گروه های اسلامی

دیپلماسی ایرانی:

سازمان القاعده از زمان شکل گیری در دهه نود میلادی هیچگاه نتوانست در مصر پایگاه قابل توجهی داشته باشد. این در حالی است که بسیاری از بنیانگذاران این جریان همانند «ابوحفص المصری[1]» و «ابوعبیدة البشیری»[2] و «ابوحمزه المهاجر» افرادی شاخص با اصالت مصری بودند.[3] علاوه بر این، واقعیت آن است که جریان جهادی مصر بخش اساسی جریان موسوم به «جبهه جهانی اسلامی ضد یهود و صلیبیون»[4] را در سال 1998 تشکیل داده است. امروز نیز ایمن الظواهری رهبر کنونی القاعده که به عنوان یکی از بارزترین شخصیت های جریان سلفی جهادی شناخته می شود اصالتی مصری دارد. با این همه، واقعیت آن است که تلاش های تاریخی القاعده برای تشکیل پایگاهی منسجم در مصر همواره با شکست مواجه شده است.[5]

جدی ترین تلاش ها در این باره به اعلام تاسیس گروه «قاعده الجهاد فی الارض الکنانة» در سال 2006 به رهبری «محمد الحکایمة»[6] بازمی گردد که با کشته شدن وی درست دو سال بعد از این ماجرا در پاکستان داستان این گروه در مصر نیز پایان یافت.



در سال 2008 یک نویسنده القاعده با نام مستعار «أسد الجهاد» در مقاله ای به طور ضمنی به این مسئله اذعان کرد که القاعده تصمیمی برای اجرای هرگونه عملیات در مصر ندارد.[7]  با این حال در همان برهه برخی رسانه های اسرائیلی بر این مسئله اصرار داشتند که بخش وسیعی از منطقه سینا در شرق مصر تحت سیطره و نفوذ القاعده قرار دارد؛ اظهاراتی که مقامات مصری البته هیچگاه آن را جدی نگرفتند.

 با این حال طی سالیان اخیر شرایط جغرافیایی و ترکیب جمعیتی در منطقه سینا همواره فضای مناسبی را برای فعالیت گروه های سلفی جهادی فراهم کرده است.[8] محیط سخت جغرافیایی صحرای سینا و ماهیت قبلیه ای این منطقه در کنار سیاست های تبعیض آمیز دولت در پیدایش چنین فضایی موثر بوده است. علاوه بر این، حضور پررنگ مسئله فلسطین در این منطقه عاملی مهم در گسترش رویکردهای جهادی در صحرای سینا بوده است. مجموعه این عوامل البته طی دو سال اخیر فضای مناسبی را فراهم کرد تا این منطقه به یکی از مناطق تحت نفوذ گروه دولت اسلامی(داعش) تبدیل شود.

آنچه در این برهه زمانی بیش از هر چیز درباره گروه های سلفی جهادی مصر اهمیت دارد رقابتی است که بین جریان های زیرمجموعه القاعده و جریان هم پیمان داعش شکل گرفته است. در این چارچوب، همانند داستان عراق و سوریه شاهد این هستیم که در مصر نیز هر کدام از این دو جریان تلاش می کنند خود را به عنوان نماینده اصلی جریان «سلفی جهادی» معرفی کند.

در این چارچوب، مجموعه ای از گروه های جهادی مصری شکل گرفتند که خود را

۰۲
اسفند

هواپیما های سعودی برای ایجاد رعب و وحشت منزل شیوخی که به انصارالله کمک می کنند یا متحدشون هستن رو هدف قرار میده.

مثلا منزل

1. شیخ حمد بن زاکان در مجزر مارب2. علی احمد اازایدی و محمداحمد الزایدی درصرواح مارب3. محمد دفعه الزایدی در مارب4. شیخ محسن صالح بن عایض در حریب نهم.

تنها امروز بمباران شده که نشان دهنده بغض و کینه ی سعودی ها نسبت به شیوخی است که از انصارالله حمایت میکنن.

***

در نقشه زیر هم محدوده تقریبی نفوذ القاعده رو در یمن مشاهده میکنید.

لوزی های سیاه رنگ شهرهایی هستن که قبل از یک ماه پیش در اختیار القاعده بودن و لوزی های سفید رنگ، شهرهایی که از حدود یک ماه پیش به دست القاعده افتادن.

به صورت واضحی القاعده در یک ماه گذشته به واسطه گرفتن این شهر ها و البته عملیات در مناطقی همچون عدن نشون داده که قدرتی ویژه پیدا کرده.اگر خوشبینانه ترین حالت رو در نظر بگیریم و بگیم که هادی و ائتلاف عربی با القاعده همکاری نمی کنن، باید گفت که علیرغم ادعاشون برای تامین صلح و امنیت کشور، تنها به مبارزه با انصارالله تمرکز کردن به صورتی که بسیاری از شهرها رو بدون دفاع گذاشتن و در شهر مهمی مثل عدن هم توانایی تامین امنیت ندارن.

۲۳
بهمن

بسیاری از پژوهشگران حوزه‌ی گروه‌‌‌های سلفی- جهادی بر این اعتقادند که گروه داعش در نظام ساختاری خود تا حد زیادی بر شخصیت‌ها و عناصر باقی مانده از حزب بعث عراق استوار است. واقعیت آن است که از حیث ایدئولوژیک، قرابتی میان اندیشه‌ی «سلفی- جهادی» و حزب بعث وجود ندارد. با این حال این دو اندیشه در ساحت جغرافیایی عراق و سوریه رویکردهای مشترکی یافته‌اند. از این رو، شاهد این هستیم که بسیاری از شخصیت‌ها و عناصر بعثی در پرتو این رویکرد مشترک، خود را با آموزه‌های ایدئولوژیک داعش سازگار کرده و در ساختار نظامی و امنیتی این گروه نقشی تأثیرگذار ایفا می‌کنند. جایگاه مهم فرماندهان بعثی در داعش تا آنجا دارای اهمیت است که اساساً کشته شدن هر کدام از این شخصیت‌ها را ضربه‌ای مهلک بر پیکره‌ی این گروه ارزیابی می‌کنند. حجی بکر، بیلاوی، ترکمانی و حمدونی هر کدام چهره‌هایی کاریزما و سرنوشت‌ساز و به نوعی حتی از بنیان‌گذاران داعش محسوب می‌شوند.

امروز یک نگرانی عمده در داعش آن است که این گروه، تعداد زیادی از فرماندهانش از جمله عناصر بعثی را طی دو سال گذشته از دست داده است. طبق گزارش‌ها در عملیات‌های ائتلاف آمریکا و نیروهای امنیتی عراق بیش از 32 نفر از 43 فرمانده‌ی ردیف اول داعش و بیش از 98 نفر از فرماندهان میدانی این گروه کشته شده‌اند.

سؤال اینجاست: آیا داعش خواهد توانست جانشینان مناسبی برای این فرماندهانِ ازدست‌رفته بیابد؟ آن هم در شرایطی که این گروه با اوضاع بسیار وخیم و بحرانی در دو جبهه‌ی عراق و سوریه مواجه است. چالش جدّی در این زمینه آن است که برای چنین گروهِ ایدئولوژیکی، جایگزین کردن فرماندهانی باتجربه که به ایدئولوژی مذهبی «خلافت اسلامی» وفادار باشند نیز محل اختلاف رهبران و عناصر گروه است.
یک نکته‌ی مهم در سیر تطوّر داعش آن است که از اواخر سال 2014 شاهد آن هستیم که روند جذب فرماندهان داعش یک سیر معکوس داشته است. به عبارت دیگر، اگر شاهد آن بودیم که داعش تا این برهه، فرماندهان نخبه‌ی بسیاری را از طیف‌های مختلف سلفی و بعثی به خود جذب کرده، از این تاریخ به تدریج بسیاری از فرماندهان و حتی «رهبران شرعیِ» خود را طی تسویه حساب‌های داخلی از دست می‌دهد. واقعیت آن است که این روند حاکی از نوعی عدم ثبات و فقدان ظرفیت لازم در این گروه برای مقابله با بحران‌ها و حفظ ساختار جمعی و ارائه‌ی الگوی مقبول در تصویرسازی یک «خلافت اسلامی» است.

با این حال به نظر می‌رسد استمرار روند اختلافات میان داعش و جریان وفادار به القاعده همچنان بر تعاملات درونی داعش سایه افکنده است. با آنکه امید آن می‌رفت با حملات ائتلاف آمریکا و سپس روسیه به مواضع گروه‌های سلفی- جهادی، اختلافات میان دو طرف بهبود یابد اما ابوبکر بغدادی پا را فراتر نهاد و انتقادها از القاعده را شدیدتر کرد که به نوعی به تشدید رقابت درون‌گروهی میان دو نسل القاعده یعنی نسل بغدادی و زرقاوی انجامیده است. به این ترتیب شاهد آن هستیم که بغدادی در آخرین مواضع خود به شدت به القاعده و الظواهری می‌تازد و تمامی شاخه‌های القاعده را مرتدّ می‌داند. بغدادی در این پیام به شدت نسبت به هرگونه روابط عناصرش با القاعده هشدار داده است.
 
یک شکاف عمده در میان عناصر داعش آن است که روش و میراث «ابومصعب الزرقاوی» سیطره‌ی قابل‌توجهی به‌ویژه در میان داعشیان عراقی‌الاصل دارد. بسیاری از عناصر این گروه معتقد هستند که گروه‌ها و جریان‌های سلفی- جهادی از هر طیف و جریان فکری که باشند، به نوعی «خادم» جریان مؤسس یعنی جریان زرقاوی هستند. برای آنان که زرقاوی را «پدر معنوی» گروه «دولت اسلامی» می‌دانند، اسلوب و راه جریان زرقاوی از آنچنان «قداست» و قطعیتی برخوردار است که اساساً هیچ چیز با آن قابل قیاس نیست. در این چارچوب اساساً مهم نیست که خلافت بغدادی را قبول داشته باشند یا خیر؛ مهم آن است که اگر کسی با روش و منش زرقاوی مخالفت کرد، اساساً «جهاد» و «خلافت» را تکذیب کرده است. جریان فوق‌الذکر قاعدتاً با نفوذ بعثی‌های سکولار به ساختار ابتکاری ابوبکر بغدادی مشکل جدی دارد.

به نظر می‌رسد در برهه‌ی زمانی آغازین روزهای 2016، همچنان چالش جدی در میان رهبران بلندپایه‌ی داعش به حضور جریان بعثی باز می‌گردد. اکنون این سؤال مطرح است که فرماندهان بعثی تا چه زمانی باید شیوه و اسلوب بن‌لادن و زرقاوی را نمایندگی کنند؟ اینکه اساساً حدود و اختیارات این فرماندهان تا چه حد است و تا چه اندازه مجازند خود را به عنوان نمایندگان سلفیه جهادی معرفی کنند. اکنون این نزاع جدّی مطرح است که آیا باید به راحتی فرماندهی و راهبری گروه را به آن‌ها سپرد؟!

گروهی از داعشیان معتقدند که «نسل زرقاوی» راضی به فرماندهی این افراد نیستند و آن‌ها حتی مدعی ادامه‌ی راه زرقاوی نیز نمی‌توانند باشند. این رویکرد سخت‌گیرانه معتقد است بعثی‌ها هرچه که توبه کنند و به هر طیف نظامی و امنیتی که وفادار باشند، شایسته‌ی فرماندهی رده‌های بالای گروه «دولت اسلامی» نیستند و نهایتاً باید در جبهه‌های میدانی ایفای نقش کنند. برآورد دقیقی از شمار معتقدان به این رویکرد وجود ندارد با این حال گزارش‌ها حاکی از آن است که بخش اعظمی از داعشی‌‌ها اعتماد چندانی به بعثی‌های سکولار ندارند.

با این حال واقعیت آن است که بیشترین اعضای گروه داعش را کسانی تشکیل می‌دهند که از آوریل 2013 به این گروه پیوسته‌اند. اینها کسانی هستند که اساساً تفاوتی میان جریان مدعیان میراث زرقاوی و جریان بغدادی و متحدان بعثی‌اش قائل نیستند.آن‌ها حتی برایشان فرقی نمی‌کند که دنباله‌روی مسیر بن‌لادن و ظواهری یا مرجعیت فکری بغدادی و یا هر طرز تفکر سلفی داعشی یا غیرداعشی باشند.

ماجرا البته روی دیگری هم دارد. ابوبکر بغدادی با جریان پرنفوذی مواجه است که به شدت نسبت به وی تعصب دارند و معتقدند هر کسی که با بغدادی بیعت نکند خارج از اسلام و خونش مباح است. بیشتر معتقدان به چنین رویکردی را می‌توان در میان غیرعرب‌های مهاجر خصوصاً چچنی و افغان‌ها یافت.

از سوی دیگر منازعات درونی عناصر داعش در شبکه‌های اجتماعی، حاکی از نوعی رنگ باختن روابط صمیمی داعشیان مهاجر و داعشیان محلی به ویژه در عراق است. این مسئله باعث شده است که داعشی‌های مهاجر رغبت بیشتری برای حضور در جبهه‌ی سوریه از خود نشان داده و فعالیت در عراق را برای خود قابل تحمل ندانند.

به نظر می‌رسد گروه داعش اکنون با گذشت بیش از یک سال از اعلان خلافت، با شکاف‌های جدّی مواجه است. گستردگی حوزه‌ی فعالیت و حضور عناصری از کشورها و فرهنگ‌ها و ایدئولوژی‌های مختلف موجب شده است تا این گروه با چالش‌های جدّی فرهنگی، قومی و ایدئولؤژیک مواجه باشد.
.
محمدرضا عشوری‌مقدم
اندیشکده راهبردی تبیین
.
لینک مستقیم:
http://tabyincenter.ir/index.php/menu-examples/child-items-5/%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81%E2%80%8C%E2%80%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4%D8%9B-%D9%86%D8%B2%D8%A7%D8%B9-%D8%AF%D9%88-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87

۲۲
بهمن

آخرین خبر از فرضة نهم:

درگیری بسیار شدید در فرضة و ارتفاعات مجاور آن جریان دارد.

1) نیروهای هادی برخی ارتفاعات اطراف پادگان را تصرف کردند و به پادگان فرضة نزدیک شده اند. بلندترین ارتفاع در فرضة نهم معروف به «جبل المحول» سقوط کرده است

2) دیروز نیروهای انصارالله وارد دامنه های جبل الصلب شدند و بخشهایی از جاده صنعاء ـ مأرب در نزدیکی مفرق الجوف را تصرف کردند

3) نیروهای انصارالله در داخل پادگان فرضة نهم هنوز محاصره هستند و مقاومت می کنن

4) پادگان الخنجر در مدیریت خب والشعف استان الجوف برای چندمین بار سقوط کرده است. نیروهای انصارالله برای پس گرفتن پادگان، پاتک زده و درگیری شدید جریان دارد.

5) درگیری شدید در مرز استان الضالع و استان إب جریان دارد

6) نیروهای نظامی امنیتی عدن، منطقه المنصورة را محاصره و با شبه نظامیان مستقر در این منطقه درگیر شده اند. گفته می شود المنصورة مرکز تجمع نیروهای افراطی (القاعده، تکفیری و...) بوده و تمامی عملیاتهای انتحاری و ترورهای اخیر عدن توسط همین نیروها انجام شده است.

شلال شایع فرماندهی نیروهای نظامی امنیتی عدن را به عهده دارد. هلی کوپترهای آپاچی ائتلاف در این عملیات مشارکت دارند.سایت «هنا عدن» اخبار فوق را غیرواقعی می داند و گفته قضیه درگیری امنیت با القاعده در منطقه المنصورة بزرگنمایی شده است.

در همین رابطه فرماندهی منطقه 4 نامی عدن بیانیه ای صادر کرده است.فرضیه های زیر درباره القاعده یمن مطرح است:

القاعده یمن مستقل عمل کرده ولی از همه طرفها برای پیشبرد اهدافش سوء استفاده می کند.القاعده یمن تحت فرمان علی عبدالله صالح عمل می کند.القاعده یمن قبل از سقوط عدن بخشی از نیروهای هادی بوده و الان سهم خواهی می کند ولی هادی (عربستان و امارات) برای پرهیز از بدنامی و پیامدهای منفی دیگر می خواهد از شر آنها خلاص شود.آمریکا و غربی ها نخواهند گذاشت القاعده یمن کاملا نابود شود زیرا بهانه حضور نظامی آنان در منطقه از بین خواهد رفت..

/پیربداغی.

طرفداران هادی ادعا دارن پادگان فرضة نهم و سه راهی فرضة نهم پس از درگیری های بسیار شدید، شامگاه چهارشنبه سقوط کرده و سرتیپ الشدادی از تلویزیون های یمن الیوم و المسیره دعوت کرد که برای اطمینان از سقوط پادگان فرضه النهم به دست مزدوران هادی، از داخل پادگان گزارش تهیه کنند. الشدادی از فرماندهان هوادار هادی است.

- کشته شدن سرهنگ عبدالولی ابو حاتم، از فرماندهان مزدوران سعودی در منطقه فرضه النهم به دست انصارالله. به همراه نه تن از همراهانش به گفته ی رسانه های هوادار هادی

- به گزارش المیادین هادی جزیره السقطری یمن رو در ازای کمکهای نظامی به مدت 99 سال به امارات اجاره میده.البته این اجاره تحت نظارت مستقیم آمریکا صورت می گیره.

- عدن:علی رغم گذشت چند روز از درگیریهای منطقه المنصوره عدن همچنان این در گیری ها ادامه دارد به طوری که چند سرباز مزدوران هوادار هادی امروز به دست القاعده، کشته شدند.

۱۵
بهمن

بدون توجه به بحث اهمیت اهداف (که سن کمی هم دارن)، نحوه ترورها نشون میده جوخه ترور کاملا حرفه ای و برنامه ریزی شده عمل می کنن.

۱۵
بهمن

حمله دیروز نیروی هوایی آمریکا به خودروهای کاروان فرماندهان القاعده در یمن، 7 فرمانده ی کشته روی دست القاعده گذاشته.

۱۲
بهمن

در ادامه گسترش حضور القاعده در جنوب یمن، شهر عزان در استان شبوه به کنترلشون در اومد.

گسترش حضور القاعده در یمن با شتاب زیادی در حال وقوعه و چندین شهر مهم همچون زنجبار و جعر در دست اونهاست.

۰۸
بهمن

حمله انتحاری به کاخ ریاست جمهوری شهر عدن باعث کشته و زخمی شدن تعدادی از افسران امنیتی و مردم شد.داعش مسئولیت حمله رو بر عهده گرفته.

فرد انتحاری هلندی بوده و این انفجار 7 تا 17 کشته فقط از مردم عادی داشته

۲۸
دی

۱۷
دی

مشکی: الشباب (بیعت کرده با داعش)

سبز: مناطق خود مختار که اکثرا دزدهای دریایی رو شامل میشن.

بقیه: دولت.

البته باید این نکته ذکر بشه که در قسمت های غیر سیاه و سبز، دولت تنها بر مناطق آبی پر رنگ تسلط داره و قسمت هایی مثل آبی کمرنگ، زرد و بنفش توسط حاکمان متحد با دولت اداره میشن.

پ.ن :

نقشه متعلق به یک گروه توییتری هست که بیشتر در جبهه ی مقابل مقاومت قرار دارند .